اعطاي تنديس «تلاشگر حقوق بشر» به آيت الله العظمي منتظري

بسمه تعالي

 

اعطاي تنديس » تلاشگر حقوق بشر» به آيت الله العظمي منتظري
از سوي كانون مدافعان حقوق بشر ايران


 

كانون مدافعان حقوق بشر ايران در روز پنجشنبه 19 آذر ماه‏ ‏1388 مطابق با روز جهاني «حقوق بشر» با حضور در بيت آيت الله‏ ‏العظمي منتظري و طي ديدار و گفتگو، ضمن اعلام معظم له به‏ ‏عنوان برنده «تلاشگر حقوق بشر» در سال 1388 اين تنديس را به‏ ‏آيت الله منتظري تقديم كردند. در اين ديدار آقايان: دكتر ابراهيم‏ ‏يزدي، دكتر حبيب الله پيمان، دكتر عبدالفتاح سلطاني، دكتر‏ ‏محمدعلي دادخواه، تقي رحماني، عبدالرضا تاجيك، عطاءالله‏ ‏شيرازي، حسين نوري زاده، امير دليرساني و خانم نرگس محمدي‏ ‏از اعضاء كانون مدافعان حقوق بشر ايران حضور داشتند.

در ابتداي اين مراسم آقاي دكتر عبدالفتاح سلطاني وكيل‏ ‏دادگستري گفتند:

«کانون مدافعان حقوق بشر هر ساله از كساني كه حقوق‏ ‏بشر را رعايت و در اين راستا فعاليت مي‎كنند تقدير مي‎كند، كه‏ ‏امسال با تعطيلي كانون امكان برگزاري مراسم ويژه نبود. براي‏ ‏همين بناگذاشتيم خدمت رسيده از شما كه از قديم الايام در‏ ‏راستاي تحقق حقوق بشر از ديدگاه اسلام فعال بوده ايد و عملا از‏ ‏حقوق زندانيان از سال 1360 به بعد دفاع كرده ايد و بر كاهش فشار‏ ‏بر آنان با هر ايده، فرقه و فكري مؤثر بوده ايد و حتي از حقوق‏ ‏كساني كه گفته مي‎شود فرزند شما را به شهادت رسانده اند دفاع‏ ‏كرديد، لازم ديديم از شما تقدير و تشكر كرده و به طور مرسوم يك‏ ‏جايزه را تقديم نماييم . اميدواريم خداوند به شما عمر با عزت داده‏ ‏و ان شاء الله سايه شما بر سر ملت ايران مستدام باشد.»

سپس در همين زمينه آقاي دكتر دادخواه ادامه دادند:

«امروز از نظر جهاني روز حقوق بشر است ، براي همين خدمت‏ ‏شما رسيديم . همانگونه كه قرآن هنگام خطاب قرار دادن ، انسان و‏ ‏آدم را مورد خطاب قرار مي‎دهد، اين نمادي را هم كه كانون‏ ‏مدافعان حقوق بشر خدمت شما ارائه داده اند، استوانه كوروش‏ ‏كبير است كه از نظر برخي مفسران همان ذوالقرنين است . در‏ ‏ابتداي آن اصول و منشوري را اعلام كرده كه بر پايه آن انسان آزاد‏ ‏باشد، كسي بر او سلطه نداشته باشد، بردگي را از ميان برداشت و‏ ‏سلطه را كلا نفي كرد مگر به انتخاب مردم كه چه كسي را‏ ‏برگزينند، و اين اختيار انساني را به او يادآور شد. ولي متأسفانه در‏ ‏كشور ما خيلي از بايدها رعايت نمي شود. اميدواريم با توجه به‏ ‏نصايح بزرگاني چون حضرتعالي كه راه را از گمراهي نشان‏ ‏مي‎دهند، فردايي روشن در انتظار ملت ايران باشد. و همان را‏ ‏مي‎گوييم كه قرآن مي‎فرمايد: (أليس الصبح بقريب) و اين نويد‏ ‏خداوند در مورد مردم محقق خواهد شد.»

پس از آن ، بيانيه كانون مدافعان حقوق بشر توسط سركار خانم‏ ‏نرگس محمدي قرائت شد. در بخشي از اين بيانيه آمده است :

«… كانون مدافعان حقوق بشر در سال 1388 تنديس «تلاشگر‏ ‏حقوق بشر» را به حضرت آيت الله العظمي حسينعلي منتظري‏ ‏تقديم مي‎دارد. ايشان در زمينه هاي نظري و عملي و با ناديده‏ ‏انگاشتن مقام و قدرت دنيوي و برخورداري هاي ناشي از آن، از‏ ‏حق و كرامت واقعي انسان دفاع كرده است .

‏ ‏مواضع فقهي ايشان در مورد حقوق شهروندي همه ايرانيان، تكيه‏ ‏و تأكيد بر مشروعيت حكومت بر اساس آراء مردم و دفاع از‏ ‏حقوق مخالفان بر همگان روشن و آشكار است .

‏ ‏آنچه كانون را در تقديم اين جايزه به شخصيت برجسته و علمي‏ ‏آيت الله ترغيب نموده ، مواضع عملي ايشان است. از جمله‏ ‏مخالفت با اعدام هاي بي رويه در سال هاي 1360 و 1367،‏ ‏مخالفت با سخت گيري حكومت عليه شهروندان و دفاع همه‏ ‏جانبه، شجاعانه و مقتدرانه ايشان از جنبش سبز مردم ايران.

‏كانون مدافعان حقوق بشر با تقدير از تلاش هاي اين عالم برجسته‏ ‏كه سالها حصر و محروميت و تحمل مرارت را براي ايشان به‏ ‏همراه داشته است ، و با تبريك به ايشان براي نيك نامي‏ ‏جاودانه شان در نزد ملت ايران ، با آرزوي سلامتي و تداوم راه‏ ‏پرارزش دفاع از حقوق انسانها، تنديس «تلاشگر حقوق بشر» را در‏ ‏19 آذر ماه 1388 مصادف با 10 دسامبر 2009 و شصت و يكمين‏ ‏سالگرد اعلاميه جهاني حقوق بشر تقديم آيت الله العظمي‏ ‏حسينعلي منتظري مي‎كند.»

‏ ‏كانون مدافعان حقوق بشر

سپس آيت الله العظمي منتظري ضمن ابراز تشكر و قدرداني از‏ ‏اعضاء كانون مدافعان حقوق بشر كه در راه دفاع از حقوق‏ ‏شهروندان تلاش و كوشش مي‎كنند، با اشاره به حوادث پس از‏ ‏انتخابات و برخوردهاي تند و خشن با مردم معترض فرمودند:

هيچ يك از برخوردهايي كه با مردم شد شرعي و قانوني نيست و‏ ‏آمرين و عاملين ضامن و بدهكار مردم هستند. متأسفانه بين زن و‏ ‏مرد، پير و جوان هم تفاوتي قائل نشده اند; حتي زن ها و دخترها را‏ ‏بيشتر كتك زده اند. آقايان مي‎گويند اين كارها را براي حفظ نظام‏ ‏انجام مي‎دهند، من بارها عرض كرده ام ما مخالف حفظ نظام‏ ‏نيستيم اما حفظ نظام وجوب نفسي ندارد، بلكه حفظ آن وجوب‏ ‏مقدمي دارد، يعني نظام را ما مي‎خواهيم كه در سايه آن احكام‏ ‏اسلامي اجرا شود نه اين كه به بهانه حفظ نظام احكام اسلامي و‏ ‏شرعي زير پا گذاشته شود و مرادتان هم از نظام شخص باشد. شما‏ ‏به چه مجوزي مردم را كتك مي‎زنيد؟ براي اين كه شما را قبول‏ ‏ندارند؟! خب قبول نداشته باشند. مگر شما خداييد يا پيامبريد؟‏ ‏آنچه كه شما به نام اسلام و دين انجام مي‎دهيد موجب بدنامي‏ ‏براي اسلام مي‎شود. چرا با مردم ، تند و خشن برخورد مي‎كنيد؟

خداوند خطاب به پيامبر مي‎فرمايد: (فبما رحمة من الله لنت لهم‏ ‏ولوكنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم‏ ‏واستغفرلهم و شاورهم في الامر) يعني : «اي پيامبر! چون تو نرمخو‏ ‏هستي مردم به تو گرايش دارند، و اگر تند و خشن بودي مردم از تو‏ ‏فراري مي‎شدند.» بعد مي‎فرمايد: «براي اين مردم طلب عفو كن ،‏ ‏برايشان استغفار كن و در امر حكومت با آنها مشورت كن.» شما‏ ‏آمده ايد خودي ها را هم غيرخودي مي‎كنيد، در حالي كه قرآن‏ ‏مي‎گويد: غيرخودي ها را از خود كنيد، با آنها مشورت كنيد،‏ ‏دستور واقعي اسلام اين است نه آنچه آقايان به اسم اسلام انجام‏ ‏مي‎دهند و دستور مي‎دهند مردم را به قصد كشت بزنند.

ايشان در ادامه فرمودند:

ضرر را از هر كجا بگيريد به نفع است . آقايان از اول ، انتخابات را‏ ‏منحرف كردند. بعد عده اي را زدند عده اي را زنداني كردند، بعد‏ ‏گفتند پرونده انتخابات مختومه شد. اگر مختومه شد پس ادامه‏ ‏بازداشت ها براي چه بود؟ مصاحبه هاي تلويزيوني براي چه بود؟‏ ‏اعتراف گيري چرا؟ محاكمه بر اساس اعترافات تحت فشار براي‏ ‏چه بود؟! مگر بازداشتي ها به انتخابات مربوط نبودند؟ حالا كه‏ ‏پرونده اش را بسته اعلام كردند، بازداشتي ها را آزاد مي‎كردند، از‏ ‏آنها معذرت خواهي مي‎شد، چه بسا اوضاع به اينجا نمي رسيد كه‏ ‏هر روز ادامه پيدا كند. خودتان آمديد و ادامه اش داديد، خود شما‏ ‏تفرقه ايجاد كرديد و حالا آمده ايد از وحدت دم مي‎زنيد؟! اگر به‏ ‏دنبال آرامش و وحدت هستيد براي چه بي گناهان را در بازداشت‏ ‏نگه داشته ايد و با فشار از آنها اعتراف مي‎گيريد و بر اساس همان‏ ‏اعتراف ها محاكمه مي‎كنيد و احكام سنگين صادر مي‎كنيد؟ مگر‏ ‏روايت نداريم كه اعتراف تحت فشار و شكنجه و ارعاب اثري‏ ‏ندارد؟ بدانيد اين اعتراف ها ذره اي ارزش ندارد و بر خلاف‏ ‏موازين اسلام است .

زماني كه ما در رژيم سابق زندان بوديم روزي ازغندي كه بازجوي‏ ‏ما بود به زندان آمد و عباس اشراقي را دستش را گرفت و برد. به او‏ ‏گفتم عباس را كجا بردي ؟ گفت : آزادش كردم . چون حالت صرع‏ ‏دارد و اگر در زندان بميرد در مجامع بين المللي برايمان مشكل‏ ‏درست مي‎كنند. آنها عاقلانه برخورد مي‎كردند ولي اين آقايان‏ ‏آقاي بهزاد نبوي را كه داخل زندان نبود و براي عمل جراحي و‏ ‏معالجه چند روزي مرخصي داده بودند، در حال بيماري به زندان‏ ‏عودت داده اند. آيا اين عمل عاقلانه است ؟! يكي از هموطنان‏ ‏كردمان آقاي احسان فتاحيان را دفعه اول به 10 سال زندان محكوم‏ ‏كردند، پس از تحمل زندان ايشان را به اعدام محكوم كردند! در‏ ‏حالي كه دادگاه تجديدنظر حق ندارد مجازات را تشديد كند. چون‏ ‏10 سال زندان از حداقل مجازات كمتر نبوده است و اين حكم‏ ‏برخلاف قانون است .

ما به اين آقايان مي‎گوييم والله اين كشور مال ما مردم است و ما به‏ ‏كشورمان علاقه داريم . كشور هم حاكميت مي‎خواهد و با‏ ‏شرايطش بايد برقرار باشد. اما كشور مطابق رأي و نظر مردم بايد‏ ‏اداره شود. امام حسن (ع ) طي نامه اي به معاويه مي‎نويسند: پس از‏ ‏رحلت پدرم «ولاني المسلمون الامر من بعده» يعني : پس از‏ ‏شهادت پدرم علي (ع ) مردم مرا ولي و حاكم قرار دادند. ايشان به‏ ‏معاويه نمي گويد: من حاكم هستم چون امام معصوم هستم بلكه‏ ‏رأي و اقبال مردم را مطرح مي‎كند. پس همه كاره مردم اند. بنابراين‏ ‏بايد حقوق ملت استيفا شود.

در قانون اساسي فصل جداگانه اي هست به عنوان حقوق ملت ،‏ ‏آقايان اين اصول را ناديده گرفته اند. در آنجا حق اجتماعات ،‏ ‏اظهارنظر و آزادي مردم آمده است . مراد، آزادي مسئولان نيست‏ ‏بلكه مراد آزادي مردم است.

آيت الله خميني در پاريس درباره آزادي مي‎گفتند: «حتي‏ ‏كمونيست ها هم در حكومت آينده ما حق اظهارنظر دارند.» حالا‏ ‏كه مسلمانها هم ، حتي آنها كه براي انقلاب زحمت كشيدند و‏ ‏زندان رفته اند را از حق اظهارنظر محروم مي‎كنند، آنها را بازداشت‏ ‏مي‎كنند و به زور اعتراف مي‎گيرند كه ما ضد انقلاب و ضد نظام‏ ‏هستيم !

همه ما بر اساس آيات قرآن وظيفه داريم كه امر به معروف و نهي از‏ ‏منكر كنيم . صرف دعا كردن كافي نيست و فايده ندارد و نبايد‏ ‏دلمان را به اين كه گوشه اي بنشينيم و دعا كنيم خوش كنيم ، بلكه‏ ‏علاوه بر آن بايد در جاي خودش وارد شد و به وظيفه عمل كرد.‏ ‏امر به معروف و نهي از منكر هم فقط مربوط به امور جزئي نيست بلكه‏ ‏مربوط مي‎شود به امر جامعه و حكومت.

من لازم است همين جا از شما و تمام كساني كه در فعاليت هاي‏ ‏حقوق بشري براي تمامي انسانها فارغ از قوم ، قبيله و عقيده تلاش‏ ‏مي‎كنند تشكر كنم . در اين راه ملاكمان «انسان بما هو انسان» است .‏ ‏مولا اميرالمؤمنين (ع ) به مالك اشتر مي‎فرمايد: با لطف و محبت با‏ ‏مردم برخورد كن چون كه مردم از دو صنف خارج نيستند: «اما اخ‏ ‏لك في الدين او نظير لك في الخلق» : «يا برادر ديني تواند يا مثل تو‏ ‏انسان هستند.» بنابراين آنها كه مي‎گويند اسلام را قبول نداريم هم‏ ‏بايد حقوقشان رعايت شود. در اين راه كه قدم برمي داريد قطعا‏ ‏مشكلاتي پيش مي‎آيد، زنداني مي‎شويد، از كار بي كارتان مي‎كنند‏ ‏و فشارهاي ديگر، ولي نااميد نشويد، بردبار باشيد چون قرآن‏ ‏مي‎فرمايد: «انما يوفي الصابرون اجرهم بغير حساب». ان شاء الله‏ ‏موفق و مأجور باشيد و از زحمات شما تقدير و تشكر مي‎كنم.

در پايان اين ديدار، تنديس استوانه اي منشور حقوق بشر توسط‏ ‏دكتر ابراهيم يزدي ، دكتر حبيب الله پيمان و آقاي تقي رحماني به‏ ‏معظم له اعطا شد.

اين تنديس بر اساس استوانه كوروش كبير می باشد که 539 سال‏ ‏پيش از ميلاد ساخته شده است ، استوانه كوروش كبير به عنوان‏ ‏نخستين منشور حقوق بشر ناميده شده و به تمامي زبان هاي‏ ‏رسمي دنيا ترجمه شده است .

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

دفتر آيت الله العظمي منتظري ‏

‏‏1388/9/19

Advertisements

ديدار دانشجويان شوراى مركزى دفتر تحكيم وحدت با آيت الله العظمى منتظرى + عکس

دانشجويان عضو شوراى مركزى دفتر تحكيم وحدت با آيت الله العظمى‏ ‏منتظرى ديدار و گفتگو كردند.

در اين ديدار ابتدا دو نفر از دانشجويان ضمن تشكر از معظم له عنوان‏ ‏كردند:

به مناسبت قرار گرفتن در آستانه سال تحصيلى جديد دانشگاهها، اين توفيق‏ ‏بود كه امسال هم طبق معمول هر سال خدمت برسيم ، با اين تفاوت كه‏ ‏معمولا در سالهاى گذشته اول مهر فضا را بازتر مى‎گذاشتند و فشارها عليه‏ ‏دانشجويان فعال كمتر بود، ولى امسال متأسفانه از همين حالا سخت گيريها‏ ‏را شروع كرده اند; و حتى تلاش داشتند كه با مراجع معظم تقليد تماس‏ ‏گرفته نشود، ولى عليرغم ميل آقايان اين كار انجام شد و خدمت رسيديم .

متأسفانه مسأله حمله وحشيانه به كوى دانشگاه هم فراموش شد و با اين كه‏ ‏از حمله سال 1378 بسيار فجيع تر و شديدتر بود ولى در مقايسه با‏ ‏جريانات ديگر تحت الشعاع قرار گرفت .

به هر حال از جنابعالى تشكر مى‎كنيم كه در دفاع از حقوق مردم يك لحظه‏ ‏سكوت نكرديد; و حقيقتا اگر آيندگان بخواهند قضاوت كنند كه دينداران‏ ‏واقعى از حقوق مردم دفاع كردند، حتما اقدامات حضرتعالى در رابطه با‏ ‏حوادث اخير مثال زدنى خواهد بود.

متأسفانه مسئولين امور كارى كرده اند كه بسيارى از جوانان افسوس‏ ‏حكومت پهلوى را مى‎خورند، و همان طور كه فرموده ايد از اين حكومت نه‏ ‏جمهورى باقى مانده و نه اسلامى .

در اين جمع ما تعدادى از تحصيل محروم شده اند و ستاره دار هستند، ولى‏ ‏همچنان به فعاليت هاى سياسى و وظايفى كه به عنوان يك دانشجو بر عهده‏ ‏دارند ادامه مى‎دهند، و مراجعى كه در برابر ضايع كردن حقوق مردم‏ ‏ايستادگى مى‎كنند تكيه گاه ما جوانان هستند.

سپس آيت الله منتظرى طى سخنانى فرمودند:

 

بسم الله الرحمن الرحيم ‏

من از شما عزيزان تشكر مى‎كنم كه نسبت به امور بى تفاوت نيستيد و‏ ‏انجام وظيفه مى‎كنيد. امر به معروف و نهى از منكر يك وظيفه همگانى‏ ‏است . در قرآن كريم مى‎خوانيم : (والعصر ان الانسان لفى خسر الا‏ ‏الذين آمنوا و عملوا الصالحات ) آيا اين ايمان و عمل صالح كافى‏ ‏است ؟ قرآن مى‎فرمايد: نه ، (و تواصوا بالحق ) يعنى همه بايد يكديگر‏ ‏را سفارش به حق كنند. خوب اين سفارش به حق زندان اوين و‏ ‏محروميت هاى متعدد را به دنبال دارد; براى همين مى‎فرمايد: (و‏ ‏تواصوا بالصبر) همديگر را به بردبارى و صبر و استقامت دعوت‏ ‏كنند.

البته اگر خوب هم درس بخوانيد آينده متعلق به شما خواهد بود. و‏ ‏محروم كردن دانشجويان از تحصيل ظلم بزرگى است. خداوند در سوره ‏ ‏فاطر پس از ذكر علومى مثل انسان شناسى ، جانورشناسى ، گياه شناسى ،‏ ‏معدن شناسى و علوم ديگر مى‎فرمايد: (انما يخشى الله من عباده‏ ‏العلماء) يعنى خداوند در نظر عالمان داراى خشيت و بزرگى است . و‏ ‏مقصود از علما در اين آيه آقايان دانشگاهيان است ; يعنى كسانى كه با‏ ‏اين علوم فوق ارتباط دارند. خلاصه اين كه علاوه بر بى تفاوت نبودن و‏ ‏انجام وظيفه كردن درس هم خوب بخوانيد.

الان متأسفانه بعضى ها وقتى مى‎گويند نظام ، منظورشان يك شخص‏ ‏است ; با اين كه اين درست نيست ، حفظ نظام يك واجب شخصى نيست‏ ‏بلكه مقصود اين است كه نظام باشد تا دستورات اسلام اجرا شود، ولى‏ ‏الان متأسفانه به نام اسلام افراد را بازداشت مى‎كنند و تحت فشار از آنها‏ ‏اعترافات بى اساس مى‎گيرند كه اينها همه بر خلاف اسلام است .

خيلى از شخصيت هايى كه در پيروزى انقلاب نقش داشتند و الان هم‏ ‏انقلابى اند متأسفانه در زندان هستند. اين اعتراف گيرى ها همه بر خلاف‏ ‏اسلام است . دستورات اسلام را زير پا مى‎گذارند و مى‎گويند براى حفظ‏ ‏نظام است ; در حالى كه امام خمينى (ره ) فرمودند: ملاك رأى ملت است ;‏ ‏الان صريحا مى‎گويند ملاك رأى يك نفر است ، و اين برخلاف موازين‏ ‏است .

قرآن كريم مى‎فرمايد: (المومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض‏ ‏يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر) همه نسبت به يكديگر‏ ‏ولايت دارند، يعنى همه حق دارند و بايد امر به معروف و نهى از منكر‏ ‏كنند.

الان انحرافى پيش آمده كه همه بايد امر به معروف و نهى از منكر كنند و‏ ‏جلوى اين انحرافات را بگيرند. بى گناهانى در زندان هستند كه اين ظلم‏ ‏بزرگى است و بايد نسبت به آن بى تفاوت نباشيم .

ان شاءالله صابر و بردبار باشيد و خدا اجرتان دهد.

اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين .

‏دفتر آيت الله العظمى منتظرى ‏

‏‏1388/6/14‏‏

Free Image Hosting

Free Image Hosting

Free Image Hosting

Free Image Hosting

Free Image Hosting

ديدار جمعى از بانوان فعال در امور سياسى، فرهنگى و اجتماعى با آيت الله منتظري

در اين ديدار ابتدا خانم مرضيه مرتاضى لنگرودى حاضرين را معرفى‏ ‏نمودند.

سپس آيت الله العظمى منتظرى ضمن تشكر از آنان كه نسبت به‏ ‏مسائل جامعه بى تفاوت نيستند و فعاليت مى‎كنند ضمن آرزوى موفقيت‏ ‏فرمودند:
‏ ‏در خصوص امربه معروف و نهى ازمنكر در قرآن كريم مى‎خوانيم : (والمومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون‏ ‏عن المنكر): همه مردهاى مومن و همه زن هاى مومن بر يكديگر ولايت‏ ‏دارند در حدى كه امربه معروف و نهى ازمنكر كنند. پس زن ها مثل مردها‏ ‏وظيفه دارند كه اين واجب الهى را ترك نكنند. امربه معروف و نهى ازمنكر‏ ‏فقط در مسائل شخصى نيست ، بلكه در مسائل اجتماعى هم مطرح است ;‏ ‏و خانم ها بايد مسئولين و متصديان امور را امربه معروف و نهى ازمنكر‏ ‏نمايند و اشكالات را بيان كنند و حاكميت حق ندارد از آنان بازخواست‏ ‏نمايد و يا متعرض آنان شود; چون كه آنان انجام وظيفه كرده اند.
‏ ‏
‏ ‏همچنين در اين ديدار بحث هايى راجع به ارث ، تعدد زوجات و ساير‏ ‏حقوق زنان از قبيل حق تصدى امور مملكتى و مرجعيت تقليد مطرح شد،‏ ‏كه در مورد اين مسائل آيت الله منتظرى فرمودند:
‏ ‏دليل تقليد، سيره عقلا و مراجعه كسانى است كه نمى دانند به آنان كه‏ ‏مى‎دانند; و ملاك تخصص و كارشناس بودن اشخاص است و اين امر در‏ ‏مورد زنان هم جارى است . همين طور كه در امور پزشكى مردم به پزشك‏ ‏اعلم مراجعه مى‎كنند در تقليد هم بايد به اعلم مراجعه نمايند، خواه فرد‏ ‏اعلم مرد باشد يا زن ، و همچنين در تصدى امور آموزشى و ادارى مثل‏ ‏وزارت و يا وكالت هيچ فرقى بين زن و مرد نيست ، فقط در حاكم بودن و‏ ‏والى بودن چون ادله خاصى در اين جهت داريم زنان نمى توانند اين‏ ‏منصب را عهده دار شوند.
‏ ‏در رابطه با تعدد زوجات نيز فرمودند:
در قرآن كريم مى‎خوانيم : (فانكحوا‏ ‏ما طاب لكم من النساء مثنى و ثلاث و رباع ، فان خفتم ان لا تعدلوا‏ ‏فواحدة(.
‏ ‏همچنين ايشان در رابطه با ارث زنان فرمودند:
چون ثروت عمومى تقريبا‏ ‏سى سال يك بار به نسل بعد منتقل مى‎شود، در اين باره هرچند يك ثلث به‏ ‏زنان و دو ثلث به مردان منتقل مى‎شود، ولى مخارج زن و سهم او از اولاد به‏ ‏عهده مرد است ، پس در حقيقت در مقام مصرف ، يك ثلث ثروت صرف‏ ‏مرد و دو ثلث صرف زن مى‎شود; و چون مرد در توليد قوى تر است دو‏ ‏ثلث را در اختيار او قرار داده اند تا در تكثير آن كوشش نمايد.

در پايان آيت الله منتظرى فرمودند: مجددا من به سهم خودم از تلاش و‏ ‏فعاليت هاى شما در امور فرهنگى ، سياسى و اجتماعى تشكر مى‎كنم و‏ ‏براى همه شما آرزوى موفقيت دارم .

‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

‏دفتر آيت الله العظمى منتظرى ‏

‏‏1387/12/15

 

دفاع حجةالاسلام والمسلمين عبدالله نوری از آيت الله العظمی منتظری

بسمه تعالي

در ديدار جمعی از دانشجويان دانشکده خبر با وی

آيا می‌توان گفت که در ايرانِ قرن هجری شمسی، محمد رضا شاه بوده، امام خمينی بوده، مهندس بازرگان بوده، اما آيت‌الله منتظری نبوده است؟

آيا امروزه در کشور ما و در رسانه ها به ويژه صدا و سيما، واقعيات خبری روز ايران و جهان و واقعيات تاريخی انقلاب بيان می شود؟

رفتار حکومت به گونه ای است که همه حساب کار خودشان را بکنند و بدانند وقتی برای شخصيتی مثل آيت الله منتظری هيچ حريمی وجود ندارد ديگران که عددی نيستند

من از رسانه ای که می خواهد وانمود کند بدون ملاحظات سياسی به افراد گوناگون می پردازد سئوال می کنم آيا در اين انقلاب آيت الله منتظری وجود نداشته است؟

جمعی از دانشجويان دانشکده خبر طی ديداری با عبدالله نوری به بيان برخی دغدغه ها و مشکلات جامعه خبری پيرامون گردش آزاد اطلاعات و مصائب انتشار اخبار واقعی و بدون سانسور در رسانه ها و جامعه پرداخته و از وی خواستند با حضور پررنگتر در عرصه تحولات اجتماعی و سياسی پيگير و بيانگر ديدگاههای اجتماعی، مدنی و تحول خواهانه خود باشد.

در اين ديدار عبد الله نوری در ابتدای سخنان خود گفت: وظيفه اصلی خبرنگار و رسانه بيان واقعيت است بدون کم و کاست و يا حب و بغض کما اينکه وظيفه تاريخ نگار هم همين است که بدون دخالت دادن اميال خود واقعيات را بيان کند. حال سئوال اين است که آيا امروزه در کشور ما و در رسانه ها به ويژه صدا و سيما که در اين اواخر رسانه ملی ناميده می شود و از بودجه عمومی هم استفاده می کند و علی القاعده می بايست بيان کننده و بازتاب دهنده تمامی نظرات و جريان های فکری موجود در جامعه باشد، واقعيات خبری روز ايران و جهان و واقعيات تاريخی انقلاب بيان می شود و يا بر اساس حب و بغض ها تاريخ و يا خبر گفته می شود؟ به اعتقاد من می توان واقعيات را آنگونه که هست بيان کرد و لکن نسبت به آن تحليل داشت و در مقام تحليل از ديدگاه خاصی جانبداری کرد و يا ديدگاه خاصی را زيانبار دانست.

وی در تبيين اين موضوع گفت: مثال مهم در رابطه با قلب و يا تحريف تاريخ که متأسفانه به راحتی و با سکوت از کنار آن می گذرند ناديده گرفتن نقش و تأثير بی نظير آيت الله منتظری در به ثمر نشستن مبارزات قبل از انقلاب و گذر از مراحل بحرانی سالهای اوليه شکل گيری جمهوری اسلامی است و تثبيت آن است.آيا به نظر شما برخوردی که امروز در راستای نگارش تاريخ و بيان آن در ارتباط با حضرت آيت الله منتظری می شود، کتمان واقعيات تاريخی و بی انصافی و حق کشی نسبت به مردمی که بايد اطلاعات درست را دريافت کنند و همچنين نسبت به آيت الله منتظری نيست؟

عبدالله نوری در ادامه و در بيان سوابق و فعالييتهای آيت الله منتظری گفت:  آيت الله منتظری از بهترين شاگردان دروس عاليه فقه، اصول و فلسفه اساتيدی همچون آيت الله العظمی بروجردی و امام خمينی و علامه طباطبائی بودند و همراه با مرحوم مطهری درس خارج امام خمينی در حوزه علميه قم‏ را پايه گذاری کردند. فردی که بهترين تقريرات درس مرحوم آيت الله بروجردی و درس مرحوم امام توسط او تدوين شده است و تدريس خارج فقه و اصول ايشان از حدود سال چهل و پنج شروع شده و در همه دوره ها و حتی در زندان ادامه يافته است و تدريس مباحث عقلی و نقلی و اخلاقی از ديگر فعاليت های علمی ايشان بوده است. کسی که بسياری از علمای طراز اول امروز کشور و يا خارج کشور و بسياری از مسئولين از شاگردان ايشان می باشند و نوشته های گسترده ايشان از تقريرات درسی تا مباحث گوناگون ديگر در ارتباط با نهج البلاغه و اصول کافی و جامع السعادات و خطبه حضرت زهرا (س) و ده ها نوشته علمی، فقهی و يا سياسی اجتماعی ديگر ايشان مورد بهره برداری همگان اعم از خواص و عوام است و جايگاه ايشان در مباحث علمی دينی به گونه ای است که در دوران حاضر سر آمد همه عالمان حوزه های دينی قرار می گيرد، چگونه می شود که به يکباره فراموش می شود؟ گويی چنين شخصيتی با يک چنين سابقه و لاحقه درخشان علمی و دينی وجود ندارد؟ آيا اين انصاف است؟

وی درباره نقش آيت الله منتظری در زمان مبارزات پيش از انقلاب گفت: آيت الله منتظری در بعد فکری در دوران رژيم گذشته همواره تلاش می کرد فرهنگ مبارزه و جهاد را در ميان مردم بخصوص قشر‏ ‏جوان، ريشه دار و عميق کند و همواره‏ ‏می کوشيد فاصله موجود بين دو قشر روحانی و دانشگاهی را از بين برده تبديل به‏ يد واحده عليه استبداد نمايد. عالمی که ‏به لحاظ علمی، حوزوی مقبول مراجع و علما بودند ‏از نظر سياسی، حمايت ايشان تأثير ‏غيرقابل انکاری در مشروعيت و مقبوليت و گسترش نهضت اسلامی‏ ‏داشت و ‏پس از رحلت آيت الله بروجردی ‏ ايشان قائل به‏ ‏اعلميت امام خمينی بودند و زعامت ايشان را به صلاح اسلام و‏ ‏مسلمين می دانستند و با وجود خطرات بسيار امنيتی و مخالفت های‏ ‏بعضی از علما در حوزه علميه قم با امام خمينی و بی تفاوتی عده ای‏ ‏ديگر نسبت به نهضت اسلامی، از ايشان حمايت همه جانبه ‎نمودند. کسی که‏ ‏پس از بازداشت امام خمينی در جريان قيام پانزده خرداد ۱۳۴۲‏ در جريان‏ ‏مهاجرت مراجع و علمای شهرستانها به تهران فعالانه شرکت کرد و در يکی از اين جلسات با همراهی آيت الله امينی تلگرامی مبنی بر حمايت از امام خمينی‏ ‏با عنوان «مرجعيت» تنظيم کردند و به امضای تمامی علمای‏ ‏حاضر در جلسه رساندند که منجر به دستگيری ايشان شد و ‏به همراه‏ ‏مرحوم آيت الله ربانی شيرازی و جمعی از علما و فضلای مبرز حوزه ‏ ‏علميه قم به مرجعيت امام توجه ويژه داشتند و با تأييد کتبی آن و دادن‏ ‏اعلاميه قدم بزرگی در اين راه برداشتند که منجر به بازداشت و تبعيد‏ ‏آنان به نقاط بد آب و هوا شد، حال، امروز اينگونه وانمود می شود که تاريخ انقلاب چنين شخصيتی را نمی شناسد. همه بوده اند ولی از آيت الله منتظری خبری نيست.

وی با انتقاد شديد از بيان تحريف شده تاريخ انقلاب افزود: مگر آيت الله منتظری نبود که می گفت برای مبارزه با رژيم بايد در جهت تعميق و گسترش مرجعيت امام خمينی تلاش نمود؟ و بر همين اساس به همه طلاب سفارش می کرد در سفر های تبليغی مهمترين وظيفه شما تبليغ مرجعيت امام است و در بيان مسائل شرعی موظف هستيد از رساله امام استفاده کنيد و در همين راستا در حد توان و بلکه بيش از توان خود با علمای شهرستانها تماس می گرفت و با نامه های تک امضايی و چند امضايی آن هارا به ترويج مرجعيت امام دعوت می نمود. با تمام توان جهت راه اندازی شهريه امام به همراه جمعی از متنفذين حوزه و بازار اقدام نمود و با همه مشکلاتی که وجود داشت تلاش نمود تا رساله امام چاپ شود و در اختيار مردم قرار گيرد. در صدور بسياری از بيانيه های منتشره بر عليه رژيم شاه نقش اساسی داشت و حمايت مالی از نهضت اسلامی و افراد مبارز و‏ ‏خانواده های زندانيان و تبعيدی ها را يکی از وظايف اصلی خود می‎دانست.‏ ميزان مقبوليت و محوريت ايشان در انقلاب تا‏ ‏آنجا بود که امام خمينی در زمان تبعيد، ايشان را به عنوان نماينده ‏ ‏تام الاختيار خويش در ايران منصوب نمودند و حتی در وصيتنامه سال ۵۶ خود در امور مربوط به وجوه شرعی حضرات آيات حائری، سلطانی، پسنديده و منتظری را وصی خود قرار دادند که تنها کسی که به لحاظ جايگاه انقلابی و مبارزاتی جدای از جايگاه علمی و حوزويش در اين جمع قرار گرفته آيت الله منتظری است که خود نشانه عمق توجه امام به شخص ايشان است. اگر اينها همه بوده است، پس ايشان در کجای نوشته ها و بيانات تاريخ نگاران حکومتی انقلاب جای گرفته است؟

عبدالله نوری در ادامه افزود: در عيد نوروز سال ۱۳۴۵ به دنبال دستگيری مرحوم‏ ‏محمد منتظری آيت الله‏ ‏منتظری نيز بازداشت شدند. در اين بازداشت ابتدا شهيد گرانقدر محمد را با‏ ‏وحشيانه ترين شکنجه های قرون وسطايی و حتی در حضور پدر شکنجه‏ ‏دادند تا شايد‏ ‏بتوانند ايشان را به اعتراف وادارند و سپس به سراغ خود‏ ‏آيت الله منتظری رفتند و ‏ ‏سخت ترين شکنجه ها را نسبت به ايشان روا داشتند. ‏ ‏آيت الله منتظری چند ماه پس از آزادی از زندان مجددا‏ ‏دستگير و به مدت پنج ماه به زندان افتاد. در‏ ‏زمان برگزاری جشنهای تاجگذاری ايشان به مدت سه ماه به مسجد سليمان تبعيد شدند و پس از آن به ايشان ابلاغ شد که نبايد به قم‏ ‏برويد ولی ايشان به قم مراجعت نمود و پس از آن به نجف آباد تبعيد شدند. پس از چند ماه ساواک مجددا ايشان را دستگير و پس‏ ‏از محاکمه به‏ ‏يک سال ونيم زندان محکوم کرد. ‏‏آيت الله منتظری پس از سپری کردن دوران محکوميت، راهی قم گرديد ولی رژيم مجدداً ايشان را به‏ ‏نجف آباد تبعيد نمود. فعاليت ايشان در نجف آباد به گونه ای بود که مجددا ساواک به مرکز نوشت: «نمازجمعه منتظری يک پايگاه سياسی برای مبارزه با‏ ‏رژيم است». نماز جمعه های نجف آباد و اصفهان از تأثير گذارترين کانونهای مذهبی و مؤثر در پيروزی انقلاب بود که هر دو با فکر و پيگيری آيت الله منتظری به وجود آمد. ‏‏بار ديگر آيت الله منتظری به سه سال تبعيد در طبس محکوم شد. نامه سرگشاده آيت الله منتظری به‏ ‏علما و مردم مسلمان ايران در مورد اتحاد عليه امپرياليسم و صهيونيسم‏ ‏مجدداً خشم حکومت را برانگيخت.‏ ‏تسليم ناپذيری ايشان سبب شد که در اواسط سال ۱۳۵۳ رژيم به تبعيد مجدد‏ ‏وی تصميم گرفت و ايشان را پس از گذشت يک سال از طبس به خلخال تبعيد نمود. در خلخال نيز ايشان به مبارزه اش ادامه داد و مأموران رژيم در نهايت پس از گذشت حدود چهار ماه ايشان را به‏ ‏تبعيدگاه سقز منتقل نمودند.‏ ‏در تبعيدگاه سقز نيز ساواک از ديدار مردم با ايشان و مواضع سر سختانه آيت الله منتظری دچار نگرانی شده و تصميم به بازداشت و‏ ‏انتقال ايشان به تهران گرفت .‏ ‏در تيرماه ۱۳۵۴ آيت الله منتظری را از تبعيدگاه سقز روانه زندان‏ ‏نمودند و در اوين مدت شش ماه را در سلول‏ ‏انفرادی با شديدترين فشارهای روحی و‏ ‏جسمی گذراند و به ايشان گفته شد: «علت اين که تو را از‏ ‏حوزه دور نگه می‎داريم و از اين طرف به آن طرف می‎فرستيم اين است که‏ ‏يک خمينی ديگر به وجود نيايد».‏ ‏و بالاخره در يک دادگاه‏ ‏نظامی به ده سال زندان محکوم‏ ‏گرديد. و پس از گذراندن‏ ‏حدود سه سال ونيم از دوران محکوميت به همراه مرحوم آيت الله‏ ‏طالقانی در هشتم آبان ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد. شايد هيچکس در جايگاه حوزوی آيت الله منتظری در طول دوره انقلاب به اندازه ايشان برای اسلام و ايران مبارزه و فداکاری نکرد و به اندازه معظم له آزار و اذيت و شکنجه جسمی و روحی تحمل ننمود.

‏در بخشی از پيام امام خمينی به‏ ‏مناسبت آزادی آيت الله منتظری آمده است: ‏ ‏»هيچ از دستگاه جبار جنايتکار تعجب نيست که مثل جنابعالی‏ ‏شخصيت بزرگوار خدمتگزار به اسلام و ملت را سالها از آزادی-‏ابتدايی ترين حقوق بشر – محروم و با شکنجه های قرون وسطايی با او و‏ ‏ساير علمای مذهب و رجال آزاديخواه رفتار کند. خيانتکاران به کشور و‏ ‏ملت از سايه مثل شما رجال عدالتخواه می‎ترسند. بايد رجال دين و‏ ‏سياست در بند باشند تا برای اجانب و بستگان آنان هرچه بيشتر راه چپاول‏ ‏بيت المال و ذخائر کشور باز باشد».

عبدالله نوری نقش آيت الله منتظری در پس از پيروزی انقلاب را درخشان خواند و اضافه کرد: ايشان پس از پيروزی انقلاب ‏رياست مجلس خبرگان تدوين قانون اساسی را به عهده داشتند و پس از رحلت مرحوم طالقانی به امامت جمعه تهران منصوب شدند و پس از تدوين قانون اساسی و بازگشت به قم مدتی نماز جمعه قم را نيز بر پا داشتند و پيشنهاد اقامه نماز جمعه در سطح کشور نيز از جانب ايشان بود. ارجاع موارد عديده ای از مسائل فقهی و غير فقهی از سوی امام خمينی به آيت الله منتظری و مراجعات بسيار گسترده مردم و مسئولين به ايشان تمامی اوقات کاری و فراغت ايشان را پر کرده بود. در عين حال ايشان بزرگترين وظيفه خود را در حوزه های علميه جستجو می کردند و به همين جهت با ايجاد مدارس و حوزه های علمی در داخل و خارج کشور و با جذب طلاب خارجی از کشور های مختلف جهان و ايجاد تجمع های علمی در نقاط مختلف گام مهمی در جهت بسط و گسترش علوم دينی برداشتند.

آيت الله منتظری با چنين پيشينه ای و با چنان جايگاهی در يک انتخاب طبيعی از سوی مجلس خبرگان رهبری و علی رغم مخالفت خودشان به عنوان قائم مقام رهبر انتخاب شدند.

در جريان جنگ تحميلی از حاج علی منتظری والد مکرم ايشان که برای تقويت روحی رزمندگان به جبهه می رفت گرفته تا فرزندان‏ ‏و نوه های معظم له در جبهه ها حضور داشتند که در نهايت فرزند‏ ‏برومند ايشان آقای سعيد منتظری بينايی يک چشم و شنوايی‏ ‏يک گوش خود را در جبهه از دست داد و ياسر رستمی يکی از نوه های ايشان به درجه رفيع شهادت نايل آمد.

مرحوم محمد منتظری فرزند برومند ايشان هم که شايستگی هايش را می توان از پيام امام در فاجعه هفتم تير و شهادت ايشان يافت. در بخشی از نامه امام خطاب به آيت الله منتظری آمده است: «»از فرزند عزيز شما شناختی دارم که بايد به شما با تربيت چنين فرزندی تبريک بگويم. او از وقتی که خود را شناخت و در جامعه وارد شد ارزشهای اسلامی را نيز شناخت و با تعهد و انگيزه‏حساب شده وارد ميدان مبارزه عليه ستمگران گرديد. او با ديد وسيعی که داشت سعی در گسترش‏ مکتب و پرورش اشخاص فداکار می‏نمود. محمد شما و ما خود را وقف هدف و برای پيشبرد آن سر از پا نمی‏شناخت. شما فرزندی فداکار و متعهد و هدفدار تسليم جامعه کرديد و تقديم خداوندمتعال. او فرزند اسلام و قرآن بود، او در زجرها و شکنجه‏ها و از آن بدتر شکنجه‏های روحی از قبل‏ بدخواهان عمری به سر برد»»

در آخرين نامه امام در ۸/۱/6۸ و پس از نامه ۶/1/۶۸ و برکناری ايشان از قائم مقام رهبری خطاب به آيت الله منتظری آمده است: «»من صلاح شما و انقلاب را در اين می‎بينم که‏ ‏شما فقيهی باشيد که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند»»

 

عبدالله نوری در مورد عملکرد خود پيرامون مسائل پيش آمده در سال ۶۸ و پيش از آن گفت: من در طول دوره های گوناگون فراز و فرود حضرت آيت الله منتظری چه در ماجرای شهيد جاويد و پس از آن و چه قبل از قائم مقامی و پس از قائم مقامی و پس از عزل از قائم مقامی و چه در ارتباط با داستان سيد مهدی هاشمی و محاکمه و اعدام وی و مسائل متعدد ديگر مواضع خاص خود را داشته ام که در برخی موارد همسو با مواضع آيت الله منتظری نبوده است و در موارد متعدد خدمت ايشان مواضع خودم را مطرح کرده ام و چه بسا برخی نظرات ايشان مورد قبول و تبعيت من نباشد، ولی بجث من بر سر بی انصافی ها و حق کشی ها و کتمان واقعيات است.

من در عزل ايشان نقش نداشته ام و لکن زمانی که نامه خدمت آيت الله منتظری ارسال شد امام موضعشان اين بود که در اسرع وقت همه نشانه هايی که مربوط به قائم مقامی رهبری است از قبيل عکس و يا پلاکارد و مانند آن جمع آوری شود و از طرف ايشان به من و آقای موسوی نخست وزير ابلاغ شد که ما هم انجام داديم از طرف ديگر از من خواسته شد همه آنچه مربوط به منزل آيت الله منتظری است از خيابان و کوچه به حالت عادی درآيد و همه بيوت اطراف منزل که در تصرف دفتر ايشان است تخليه گردد که من پس از مذاکره با مرحوم حاج احمد آقا موفق شدم موضوع را محدود به خيابان ساحلی کنم و صرفا ديوار وسط خيابان جمع آوری شد.

در روز 7/۱/68 خدمت آيت الله منتظری رفتم و شرايط روحی امام و نگرانی های جدی امام نسبت به ايشان را تشريح کردم که در نهايت ايشان نامه مورخ 7/1/۶۸را مرقوم فرمودند و توسط من و جناب آقای شريعتی برای امام آورده شد و بر اساس آن نامه 8/۱/6۸امام صادر گرديد.

همانگونه که نامه ۲۴/9 سال ۶۵ آيت الله منتظری هم در جريان رسيدگی به پرونده سيد مهدی هاشمی توسط من و جناب آقای شريعتی برای امام برده شد که در هر دو مورد مواجه با دعاگويی حضرت امام شديم. نامه 24/۹/65 همان نامه ای است که در بخشی از آن آمده است: «»خواهشمندم دستور فرمائيد که جرائم و اتهامات سيد مهدی هاشمی و افراد مربوط به وی بدون اغماض و با کمال دقت مطابق موازين عدل اسلامی ولو بلغ ما بلغ رسيدگی شود و مبادا ارتباط سببی ايشان و يا ديگران با اينجانب و يا هر کس و يا رعايت حرمت اين و آن مانع تحقيق و رسيدگی گردد»»

الان هم که اين سخنان را مطرح می کنم برای من مهم نيست که ارادتمندان ايشان مجددا نسبت به من چه موضعی خواهند داشت و يا اينکه مخالفين معظم له نسبت به من چه قضاوتی خواهند کرد و اميدوارم در سخنانم رضای خدا را بيش از رضايت اين و آن در نظر بگيرم.

وی با انتقاد از دستگاههای رسانه ای دولتی عنوان کرد: من از رسانه ای که در طول مدتی طولانی گزارش دوران انقلاب را منتشر کرده و می کند و می خواهد وانمود کند که بدون ملاحظات سياسی به افراد گوناگون می پردازد سئوال می کنم آيا در اين انقلاب آيت الله منتظری وجود نداشته است؟ آيا در اين انقلاب آيت الله منتظری گم شده است؟

آخر نمی‌توان گفت که در ايرانِ قرن ۱۴ هجری شمسی، رضا شاه بوده، محمد رضا شاه بوده، امام خمينی بوده، مهندس بازرگان بوده، آقای بنی‌صدر بوده، اما آيت‌الله منتظری نبوده است. آيا می‌توان گفت اصلاً چنين شخصيتی وجود نداشته و اين موجود نامرئی فقط در يک زمان عزل شده است؟

من خدمت شما و همه دست اندرکاران حکومت و رسانه ملی عرض می کنم کاری نکنيد که حرف های درست شما هم بی اعتبار شود.

وی افزود: اينکه رسانه ملی در بررسی سير تحولات انقلاب اسلامی بيان ‌کند که اولين رييس دولت پس از انقلاب مرحوم بازرگان بوده و بعد به دلايلی استعفا داده و يا اولين رييس جمهور آقای بنی صدر بوده و به دلايلی کنار گذارده شده اما نگويد آيت‌الله منتظری شخص دوم انقلاب بوده است، حرف‌های درست رسانه هم اگر وجود داشته باشد زير سوال می‌رود و مردم با خود می‌گويند نکند حرف‌های ديگری هم که منتشر می‌شود خدشه دار و نادرست باشد.

هرکس اندکی با تاريخ انقلاب و جمهوری اسلامی آشنا باشد می‌داند که حضرت امام از آغاز تا سال ۶۸ رهبری انقلاب را بر عهده داشتند و در طول اين دوره توسط شخصيت های انقلابی و غير انقلابی و توسط شخصيت های روحانی و دانشگاهی و ساير اقشار جامعه از آيت‌الله منتظری به عنوان فرد دوم انقلاب نام برده می‌شده است.

تصميم بر حذف نام آيت الله منتظری از تاريخ انقلاب سبب قلب واقعيت می شود و هر گاه تاريخ دچار تحريف شود مطالب درست آن نيز از اعتبار ساقط می شود. شما بياييد بيان کنيد که ايشان بوده ولی نقش ايشان منفی بوده است. آخر نمی شود گفت که در اين انقلاب همه بوده اند حتی کسانی که نبوده اند، حتی کسانی که نسبت به امام موضع منفی داشته اند و حتی کسانی که حضور فوق العاده کمرنگی داشته اند، اينها همه در انقلاب بوده اند ولی آيت الله منتظری نبوده است. شايد هم جواب حکومت اين باشد که اگر در ارتباط با آيت الله منتظری واقعيت را بيان کنيم در تمامی دوران زندگی نقش ايشان مثبت بوده است و تنها در مرحله عزل می توان نسبت به ايشان سخن منفی گفت بنا براين چه بهتر که صورت مسئله را پاک کنيم. حکومتی که خود را بر حق می داند از بيان واقعيت ها نبايد هراس داشته باشد، چرا از بيان واقعيت در اين حد هراس وجود دارد؟ بايد واقعيات کشور و انقلاب بيان شود، نه اينکه چون ما از فردی خوشمان نمی‌آيد فرض بگيريم او نبوده است.

آيا می‌توان به دليل عدم موافقت با نظرات آيت‌الله منتظری علميت ايشان را هم زيرسوال برد؟ علميت ايشان مورد تاييد تمامی شخصيت های رده اول همه حوزه ها از مرحوم آيه الله العظمی بروجردی تا مرحوم امام خمينی از مرحوم آيت الله حکيم و مرحوم آيت الله خويی تا مرحوم آيت الله خوانساری بوده است و امروز چه کسی از بزرگان حوزه های علميه است که بتواند منکر علميت و يا مرجعيت ايشان شود؟ آيا می توان واقعيات را اينگونه کنار گذاشت؟ و از اينکه حتی گفته شود فردی مثل آيت‌الله منتظری وجود داشته هم ابا داشت؟

اتفاقی که در ايران افتاده و شايد در برخی از کشور ها اين رفتار وجود داشته باشد اين است که تاريخ مطابق ميل حکومت گفته می شود اين که ديگر واقعيت نيست. اگر تصميم گرفته شد که يک در ميان واقعيات گفته شود، اينکه ديگر واقعيت نيست اين قلب واقعيت است مثلا در اين مملکت شاه بوده ولی آيت الله منتظری نبوده مجلس خبرگان بوده ولی رييس نداشته است تنها يک رييس موقت به نام مرحوم آيت الله خادمی داشته و پس از ايشان هم توسط مرحوم آيت الله بهشتی اداره می شده است و با سرعت هم از اين بحث عبور می شود، چرا؟ چون ما از آيت الله منتظری خوشمان نمی آيد. خوب بگوييد رييس خبرگان به اشتباه آيت الله منتظری شده نه اينکه اين مجلس رييس نداشته است، تبعيد بوده ولی آيت الله منتظری در تبعيد نبوده است، زندان بوده ولی زندانيی به نام منتظری نداشته است، مبارزه و انقلاب بوده ولی آيت الله منتظری نفر دوم انقلاب در طول ۲۷ سال نبوده است. وقتی مطالب اينگونه بيان گردد حرف های درست شما هم مخدوش می شود. نمی شود گفت که چون ما از ايشان بدم می آيد ايشان سواد هم ندارد، از ممتازترين شاگردان آيت الله بروجردی هم نبوده است، بهترين مقرر درس ايشان هم نبوده است و مسائل عديده انقلاب از سوی امام خمينی به ايشان ارجاع نشده است.

من معتقد هستم حکومت می تواند با بيان درست واقعيت های تاريخی و جدا سازی راستی ها از کژی ها در جهت ابهام زدايی گام بردارد وگر نه همانگونه که تاريخ هم نشان داده است، پاک کردن صورت مسايل هيچ کمکی به حاکمان نخواهد کرد.

رفتار حکومت هم به گونه ای است که همه حساب کار خودشان را بکنند و بدانند وقتی برای شخصيتی مثل آيت الله منتظری هيچ حريمی وجود ندارد و می توان ايشان را که عمر خود را صرف تعليم و تعلم قرآن و سنت و عمل به آن نموده و در مبارزه با رژيم گذشته در خط مقدم قرار داشته و در جهت ارائه مبانی دينی برای حکومت ممتازترين بوده و در جهت تفکر ضد امپرياليستی تفکری انترناسيوناليستی داشته و در جهت دفاع از مسلمين و مسجد الاقصی پيشتاز بوده و در جهت اتحاد مسلمين هفته وحدت پيشنهاد داده و در دفاع از کشور شهيد و جانباز داده و فرزندی همچون شهيد محمد منتظری داشته است و ده ها مورد ديگر، وقتی می توان ايشان را ناديده گرفت و يا از ايشان چهره ای مخدوش ساخت ديگران که عددی نيستند.

مع الاسف چه بسيارند کسانی که برای اينکه مشکل پيدا نکنند و يا زير سئوال نروند و يا مورد آزار و اذيت قرار نگيرند از بيان واقعيات صرف نطر می کنند و يا برای اينکه می خواهند به قدرت برسند و يا در قدرت بمانند تقيه می کنند و دست به عصا راه می روند و از اين قسمت تاريخ و شايد هم بخش های ديگری که از تاريخ زدوده و يا به تاريخ اضافه می شود چشم پوشی می کنند. البته شايد نيت آنها خير باشد و می خواهند با رسيدن به قدرت و يا ماندن در قدرت ان شاء الله کار خيری انجام دهند.

عبد الله نوری در ادامه و در پاسخ به برخی مطالب دانشجويان گفت: ما می‌گوييم که واقعيات بيان شود، و چون رسانه در اختيار شما است فکر نکنيد هر آنچه بگوييد مورد قبول مردم قرار می گيرد. شايد اين اشتباه را خيلی حکومت ها مرتکب شدند و زمانی به اشتباه خود واقف شدند و حتی اعتراف کردند که ديگر فايده بخش نبود. اينکه اگر کسی اعم از دانشجو، روحانی، استاد، کارگر، معلم و يا هر فردی بيايد حرف بزند، با او برخورد شود، و همه آنها را فريب‌خورده بناميم، اينها چه چيزهايی را حل می‌کند؟ يعنی اگر شما با تبليغات سنگ را مرواريد معرفی کنيد، آيا ماهيت سنگ تغيير می‌کند؟ اگر کسی بگويد آنچه در دست شماست سنگ است، فرياد برآوريد که دين در خطر است و يک مشت فريب‌خورده آمريکايی می خواهند مرواريد را سنگ معرفی کنند، آيا با اين ترفندها سنگ مرواريد خواهد شد؟

وی گفت: آيا آرمان‌هايی که در انقلاب بيان شد با آنچه امروز عينيت جامعه است متفاوت نيست؟ رهبران انقلاب با شعار اجرای مکارم اخلاق در جامعه آمدند، اگر مکارم اخلاق، راستی و درستی و عدالت و … است بايد ديد اعمال جامعه و حکومت با اين مکارم منطبق هست يا خير. اگر خدای ناکرده‌ انسان به تهمت‌زنی، غيبت کردن و دروغگويی اقدام کند تا طرف مقابل را ضايع نمايد، آيا اين همان چيزی بود که از انقلاب خواسته می شد؟ اگر کار به اينجا برسد که احساس شود مگر می‌توان يک روز بدون دروغ زندگی کرد، پس انقلاب به دنبال چه بود؟

اينهمه تحمل سختی‌ برای مردم و مبارزان در دوران انقلاب و جنگ بوده است که بگوييم شايد امروز دروغ و غيبت و تهمت و تضييع حقوق مردم بيشتر از ديروز است؟

جالب است شرايط هم به گونه‌ای پيش رفته که اين نوع حرف‌ها حرف های دشمن است و نوعی توطئه در آن ديده می شود؟ و گوينده آن متهم می شود که فريب‌خورده شرق و غرب است، و يا حد اقل متهم به افراط گری می شود.

آنها می‌خواهند کاری کنند تا از نقد جدی نسبت به حاکمان دست برداشته شود، عنوان می‌کنند که از اسرائيل پول می‌گيرند و نام حکومت را می‌گذارند متن اسلام و تشيع، آيا می‌شود بيش از اين به اسلام و تشيع جفا کرد؟ يعنی می‌گويند دنيا بداند اگر اسلام بخواهد در جهان گسترش پيدا کند، اينگونه عمل خواهد کرد و با منتقدان خود اينچنين رفتار می نمايد. آيا فکر می کنند با چنين تبليغی، به مسلمانان افزوده خواهد شد؟ آری پيروان دين مبين اسلام بيشتر می شوند ولی به دليل برداشت و قرائت متفاوتی که نسبت به حاکمان اسلامی از متن اسلام و مذهب دارند.

در بحث قبلی عنوان کردم که در آمريکا چگونه يک سياهپوست می‌تواند رئيس‌ جمهور شود، من گفتم که مواظب باشيد اسلام از آمريکايی‌ها که آنها را شيطان بزرگ می‌دانيد عقب‌تر نماند ولی برآشفته شدند؟

بايد مشخص شود که افرادی که کانديدای رياست جمهوری هستند چند درصد حاضرند دروغ بگويند تا جلوتر از رقيب قرار بگيرند؟ متاسفانه دچار مشکلی شده‌ايم که دامن خيلی‌ها را گرفته است، چند درصد را در جامعه سراغ داريم که دروغ نگويند و يا تزوير نکنند؟ در اين زمينه‌ها در دنيا تلاش‌های زيادی صورت گرفته و می گيرد و موفقيت هم داشته اند. چرا جامعه ما به گونه‌ای شده ‌است که در پشت پرده عيب‌های همديگر را می‌گوييم اما رو در رو در توصيف خو بی‌های فرد از يکديگر سبقت می‌گيريم؟ چند درصد حاضريم حقيقت را بگوييم؟ اسلام و قرآن می گويد پشت سر افراد عيب گويی حرام است ولی به خود او عيبش را گوشزد کن تا در جهت اصلاح خويش بر آيد. همانگونه که غيبت حرام است امر به معروف و نهی از منکر واجب است ولی اکثراً عکس آن عمل می شود. شما در غياب من نبايد عليه من سخن بگوييد و بايد با خود من معايبم را مطرح کنيد که ما در هر دو مورد عکس گفته اسلام عمل می کنيم. چند در صد حاضريم به متن دستور اسلام درباره حاکمان عمل کنيم و دست از تملق و چاپلوسی برداريم؟ چند درصد حاکمان کشور آمادگی دارند همين دستورات اخلاقی نسبت به آنها اجرا شود؟

تاکنون کدام ‌يک از کانديداها گفته است که برای رشد اخلاق چه برنامه ای دارد؟ آيا تلاش او در چهار سال رياست‌جمهوری برای بيان مضرات دروغ به اندازه بيان مضرات سيگار هست؟ آيا حاضر است به مصداق آيه » اَ تأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم» تعهد کند که دروغ نگويد و درمقابل اولين دروغ از مقام خود کنار رود؟ و آيا کداميک از کانديداهای اصلاح طلب و يا اصولگرا به زبان امروزی آمادگی دارد تا در دوره نامزدی و برای رسيدن به رياست جمهوری از هر منکری پرهيز نمايد و در چهار چوب مکارم اخلاق گام بردارد؟

وی در پاسخ به سئوال مربوط به عملکرد اصلاح طلبان در دوره قبل گفت: به نظر من می توانسته اند نتيجه بهتری بگيرند و خيلی از مطالب بود که اگر بر روی آن ايستادگی می‌شد به نتايج بهتری می رسيدند. اميدوار هستم چنانچه در اين دوره اصلاح طلبی رييس جمهور شد از تجربه گذشته بهره برداری مناسب بنمايد.

‏‏1387/12/13

گزارش ديدار دانشجويان دفتر تحكيم وحدت با آيت الله العظمى منتظرى

در اين ديدار ابتدا يكى از دانشجويان ضمن ابراز تشكر و قدردانى از فرصت پيش آمده ،‏ ‏اوضاع و شرايط فعلى دانشجويان و فعاليت هاى دفتر تحكيم وحدت در سى امين‏ ‏سالگرد انقلاب را به شرح ذيل ارائه كرد:

با توجه به وقايع دانشگاه و اختلافهايى كه بين شعارهاى اول انقلاب و در حال حاضر‏ ‏وجود دارد، از جمله آزادى ، كه متأسفانه الان شاهد هستيم براى حتى انجمن هاى‏ ‏اسلامى در دانشگاهها مشكلات و محدوديت ايجاد كرده اند و نيز با بعضى از دانشجويان‏ ‏برخورد مى‎كنند و از ادامه تحصيل محرومشان مى‎كنند، با فعالان دانشجويى برخورد‏ ‏مى‎شود، حتى اخيرا به دلايل گوناگون از جمله انتقادهايى كه دانشجويان به دولت آقاى‏ ‏احمدى نژاد داشته اند فعاليت انجمن هاى اسلامى و دفتر تحكيم را محدود كرده اند آن هم‏ ‏به بهانه هاى واهى ، مانند بيانيه دفتر تحكيم در مورد حوادث غزه ، با اين كه مواضع ما‏ ‏روشن مى‎باشد و اسرائيل را محكوم كرده ايم و همچنين انتقادهايى به عملكرد دولت و‏ ‏بعضى از نيروهاى فلسطينى داشتيم ، اما آنها ما را با تبليغات وارونه معرفى كردند و‏ ‏فعاليت هاى ما را غيرقانونى اعلام كرده اند.

‏ ‏ابتداى انقلاب شعار آزادى داده مى‎شد و مى‎گفتند حتى يك ماترياليست مى‎تواند بيايد‏ ‏و نظرات خود را بيان كند، اما متأسفانه در سى امين سالگرد انقلاب جلوى فعاليت‏ ‏انجمن اسلامى و دفتر تحكيم وحدت را مى‎گيرند و آن را غيرقانونى اعلام مى‎كنند.‏ ‏انقلابى كه حاصل خون شهدا و زجر و شكنجه زندانيان و تلاش و ايثار افراد انقلابى و‏ ‏فعاليت هاى سياسى آنان مى‎باشد، متأسفانه در سى امين سالگرد آن شاهد كنار گذاشتن‏ ‏نيروهاى مومن و موثر در پيروزى انقلاب و ممنوع البيان كردن و حذف آنها از صحنه ‏ ‏كشور مى‎باشيم . و انقلاب را به نفع خودشان مصادره كرده اند.

‏ ‏در سال 1378 به نام انصار حزب الله به دانشگاهها حمله كردند و همه چيز ما‏ (انجمن هاى اسلامى و فعاليت هاى دانشجويى ) را گرفتند و در حال حاضر حتى به ما‏ ‏حق حضور و تحصيل در دانشگاه را هم نمى دهند. با گذشت سى سال از انقلاب جز‏ ‏افسوس و نااميدى از وعده هاى اول انقلاب چيزى برايمان نمانده است . در اين اوضاع و‏ ‏احوال از حضرتعالى به عنوان پدر معنوى و روحانى انجمن هاى اسلامى و فعالان‏ ‏دانشجويى انتظار داريم با بيانات و رهنمودها و دعاى خير، ما را ارشاد فرماييد.

پس از آن آيت الله العظمى منتظرى فرمودند:

 

 

‏اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ‏

‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏

‏اولا از شما دانشجويان عزيز، برادران و خواهران تشكر مى‎كنم كه نسبت به مسائل كشور‏ ‏بى تفاوت نيستيد و احساس مسئوليت مى‎كنيد. بايد اين گونه باشد; و مأيوس هم‏ ‏نباشيد، (لا تيأسوا من روح الله ): از رحمت خدا نبايد هيچ وقت مأيوس شد، بلكه بايد‏ ‏وظايفمان را انجام دهيم .

باعث تعجب است كه در سالگرد انقلاب شاهد هستيم مسئولين شعارهاى انقلاب و‏ ‏وعده هاى داده شده به ملت را فراموش كرده اند. حال اين كه سالگرد براى يادآورى و زنده‏ ‏نگاه داشتن شعارها و وعده ها و عمل به آنها مى‎باشد. در زمانى كه انقلاب شد‏ ‏وعده هايى كه هم مرحوم امام هم ما به تبع ايشان هم ديگران به مردم مى‎دادند و شعار‏ ‏شده بود براى همه اين بود: استقلال ، آزادى ، جمهورى اسلامى . آزادى معنايش اين‏ ‏نيست كه فقط چهار نفر مسئولين هركارى مى‎خواهند آزاد هستند انجام دهند، بلكه اين‏ ‏مردم هستند كه بايد آزاد باشند، عقايدشان را اظهار كنند و بتوانند تجمع داشته باشند.‏ ‏سالگرد براى همين است كه اينها را به ياد بياوريم .

همه در سخنانشان تكرار مى‎كنند حكومت عدل على ، حال اين كه حضرت‏ ‏اميرالمومنين (ع ) در نهج البلاغه در خطبه 216 مى‎فرمايد: آن گونه كه با جبابره سخن‏ ‏مى‎گوييد با من سخن نگوييد، و من اهل سازش نيستم ، و در آخر مى‎فرمايد: «فلا تكفوا‏ ‏عن مقالة بحق او مشورة بعدل ، فانى لست فى نفسى بفوق ان اخطى ، و لا آمن ذلك من‏ ‏فعلى ، الا ان يكفى الله » مى‎فرمايد: از گفتار حق و از مشورت عادلانه خودتان را باز‏ ‏نداريد; يعنى اين كه حرفهاى حق را بزنيد و مشورت عادلانه را نيز انجام دهيد.‏ ‏اميرالمومنين (ع ) – كه از نظر ما امام معصوم مى‎باشد – مى‎فرمايد: «و انى لست فى نفسى‏ ‏بفوق ان اخطى «: من ذاتا فوق خطا نيستم . بالاخره بشر مى‎باشد. «الا ان يكفى الله «: مگر‏ ‏اين كه مرا خدا كفايت كند.

 

‏ ‏حكومت عدل على (ع ) معنايش اين است يعنى ملت آزاد باشند، نظرياتشان را بگويند،‏ ‏آقايان دائم مى‎گويند دانشگاهها و دانشجويان بايد در صحنه باشند، آيا در صحنه باشند‏ ‏يعنى پيرو شما باشند و هرچه شما مى‎گوييد آنها بپذيرند و هيچ نظر ندهند؟! خير، در‏ ‏صحنه باشند يعنى نظرياتشان را بيان كنند و تعقيب كنند نظرات خود را; نه اين كه به‏ ‏خاطر ابراز نظر به زندان بيفتند و از تحصيل محروم شوند. به عقيده من دانشجو را از‏ ‏آموختن علم بازداشتن يك جنايت است . خداوند به افراد استعداد داده آقايان جلوى آن‏ ‏را مى‎گيرند.

بنابراين در سى امين سالگرد انقلاب فقط جشن نباشد بلكه بايد مسئولين تجديدنظر‏ ‏داشته باشند در رفتارشان . كشور متعلق به مردم است نه متعلق به سه الى چهار نفر، مردم‏ ‏حق اظهارنظر دارند. بارها تكرار كرده ام كه امام حسن (ع ) به معاويه مى‎نويسند: «ولانى‏ ‏المسلمون الامر من بعده «: مسلمانان بعد از شهادت امام على (ع ) امر خودشان را به من‏ ‏محول كردند; بنابراين تو نبايد كارشكنى بكنى ، بايد پيرو خواسته مردم باشى .

به مسئولين بايد گفت ضرر را از هرجا جلويش را بگيريد سود است . بعضى از رفتارها‏ ‏باعث شده شما مردم و دانشگاهها و دانشجويان را از دست بدهيد.

در همه كشورها براى اداره كشور احزاب تشكيل مى‎دهند و احزاب آزاد هستند در‏ ‏اظهارنظر و فعاليت مى‎كنند، دولت تشكيل مى‎دهند، اين كه استبداد باشد و فقط يك‏ ‏عده خاصى نظر بدهند و دهان ديگران را مهر كنند در دنياى امروز پيش نمى رود و‏ ‏كارايى ندارد و به ضرر خود مسئولين مى‎باشد.

اميدوارم در اين سالگرد انقلاب تنبه ، بيدارى و انعطاف براى مسئولين پيدا شود و‏ ‏جايگاه دانشگاهها و دانشجويان در كشور حفظ شود. شما اتحاد و وحدت كلمه تان را‏ ‏حفظ كنيد و مأيوس هم نشويد و اظهارنظر هم بكنيد، حداقل اتمام حجت است بر‏ ‏مسئولين .

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته . ان شاءالله موفق باشيد.

‏دفتر آيت الله العظمى منتظرى ‏

19/11/1387

 

ديدار اقشار مختلف مردم نجف آباد با آيت الله العظمى منتظرى

ديدار اقشار مختلف مردم نجف آباد با آيت الله العظمى منتظرى ‏

‏در اعتراض به برخورد دادگاه ويژه روحانيت با حجة الاسلام والمسلمين قيصرى

حجه الاسلام والمسلمين غلامحسين قيصرى كه از اعضاى دفتر آيت الله‏ ‏العظمى منتظرى و امام جماعت حسينيه اعظم نجف آباد مى‎باشند، در‏ ‏تاريخ ‏1387/10/7‏ از طرف دادگاه ويژه روحانيت قم احضار و سپس به‏ ‏اداره اطلاعات آن شهر منتقل شدند. پس از چندين روز بازجويى و‏ ‏نگهدارى در سلول انفرادى و در پى مخالفت ها و اعتراضات مردمى و‏ ‏تحصن در مساجد نجف آباد، دادگاه ويژه ايشان را در تاريخ‏ ‏‏1387/10/14‏ آزاد كردند ولى از رفتن ايشان به نجف آباد و اقامه نماز‏ ‏جماعت و سخنرانى در آن شهر در طول ماههاى محرم و صفر ممانعت به‏ ‏عمل آوردند و حق خروج از شهر قم را به ايشان ندادند. به خاطر اعتراض‏ ‏به اين حكم دادگاه ويژه روحانیت جمعى از اقشار مردم نجف آباد روز جمعه 27/10/1387 با‏ ‏آيت الله العظمى منتظرى ديدار كردند و ناراحتى خود را از اين تصميم‏ ‏تنگ نظرانه ابراز داشتند.

در اين ديدار ابتدا حجة الاسلام والمسلمين قيصرى مطالب ذيل را بيان‏ ‏نمودند:

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين ، والله خير ناصر و معين .‏ ‏قال الصادق (ع ): «فان فينا اهل البيت فى كل خلف عدولا ينفون عنه‏ ‏تحريف الغالين و انتحال المبطلين و تأويل الجاهلين «. (كافى ، جلد 1، كتاب‏ ‏فضل العلم ، باب صفة العلم ، حديث 2).

‏ ‏با عرض تشكر از تمامى شما برادران و خواهران كه تشريف آورديد براى‏ ‏زيارت بى بى فاطمه معصومه سلام الله عليها و همچنين ديدار با مرجع‏ ‏بزرگوارتان .

‏ ‏نجف آباد شهرى است كه هميشه علماء و دانشمندان بزرگى را در بين‏ ‏مردم داشته است . تا آنجايى كه شما به ياد داريد بزرگانى همچون مرحوم‏ ‏حاج شيخ احمد حججى ، مرحوم حاج شيخ ابراهيم رياضى ; و مدتهاى‏ ‏مديدى شما مردم ، مجاهد بزرگوار و فقيه عاليقدر و مجتهد بى نظير‏ ‏حضرت آيت الله العظمى منتظرى را در بين خود داشتيد. روشن بينى و‏ ‏آگاهى و تدين شما مردم به واسطه حضور اين عالمان و دانشمندان و‏ ‏بزرگانى است كه در بين شما بودند و خدماتى را انجام دادند. همچنين‏ ‏مرحوم آيت الله ايزدى امام جمعه فقيد شهرمان از انديشمندانى بودند كه‏ ‏ساليان دراز در بين شما بودند، و همه اينها باعث شد تا نجف آباد شهرى‏ ‏باشد با مردم متدين، روشن بين و آگاه ; و البته وظيفه علماء همين است.

‏ ‏روايتى است در كتاب كافى كه قسمتى از آن را خدمتتان قرائت كردم . امام‏ ‏صادق (ع ) مى‎فرمايند: «در ما اهل بيت در هر دوره اى جانشينان عادلى‏ ‏هستند كه از سه گروه جلوگيرى مى‎كنند: اول غلوكنندگان ، دوم‏ ‏رخنه كنندگان به باطل ، و سوم جاهلان و نادانانى كه تأويلاتى در دين انجام‏ ‏مى‎دهند.

‏ ‏به هرحال شما مردم دانشمندان و انديشمندان زيادى را در بين خودتان‏ ‏داشتيد و اين باعث هوشيارى و بيدارى و آگاهى شماست . من هيچ قابل‏ ‏نيستم ، اصلا نمى شود نام من را در كنار بزرگانى كه عرض كردم قرار داد،‏ ‏اما به هرحال مشكلى پيش آمده و وجود من را در نجف آباد مضر دانستند‏ ‏و امروز هم اجبارا در قم ساكن هستم . اميدواريم كه مشكل برطرف شود.‏ ‏باز عرض مى‎كنم من كوچك تر از آن هستم كه نيازى به اين همه احساسات‏ ‏باشد كه شما نسبت به اين موضوع داشتيد. اما در عين حال از اين‏ ‏حساسيت ها كه شما نسبت به يك خدمتگزار خود داريد تشكر مى‎كنم .‏ ‏اميدوارم اين اقدامات مسالمت آميز شما هشدارى باشد براى آنان كه با‏ ‏تنگ نظرى به مسائل نگاه مى‎كنند، و اميدوارم با نظرى باز به مسائل توجه‏ ‏كنند و دوباره بشود در جامعه خدمت كرد و انتقادى دلسوزانه نمود.‏ ‏اميدوارم خداوند به همه ما توفيق خدمت به دين خدا و مردم مسلمان را‏ ‏عنايت فرمايد. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

‏سپس آيت الله العظمى منتظرى به ايراد سخن پرداختند و فرمودند:

‏اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ‏

‏بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين

قرآن كريم در سوره يس مى‎فرمايد: (واضرب لهم مثلا اصحاب القرية اذ‏ ‏جائها المرسلون ): «اى پيغمبر اصحاب آن قريه را مثال بزن كه مرسلين در‏ ‏آن وارد شدند». منظور شهر انطاكيه است . قبل از اين كه حبيب نجار بين‏ ‏مردم پيدا شود كه از مرسلين حمايت كند، خدا اسم انطاكيه را مى‎گويد‏ ‏»قرية «. قرية يعنى روستا، اما وقتى كه داستان حبيب نجار را مى‎خواهد‏ ‏بگويد كه از فرستادگان خدا حمايت كرد خدا تعبير مى‎كند: (و جاء من‏ ‏اقصى المدينة رجل يسعى ): «از آخر شهر يك مردى آمد به عنوان حمايت‏ ‏از فرستادگان خدا». يعنى قبل از آن كه يك حبيب نجارى در آنجا پيدا بشود‏ ‏اسمش قريه است ، اما حالا كه يك مرد پيدا شد خدا مى‎فرمايد مدينه ، يعنى‏ ‏شهر.

البته من قابل نيستم ولى همان گونه كه گفتند نجف آباد علماء و بزرگانى‏ ‏داشته و اين يك واقعيتى است ، و روى اين اصل كسانى كه با حق مخالفند با‏ ‏شهر شما و علماء شما مخالفت مى‎كنند.

خيلى تعجب است ، الان نزديك سالگرد انقلاب است ، سى سال از انقلاب‏ ‏گذشته است ، مثل اين كه آقايانى كه متصدى امورند فراموش كرده اند‏ ‏شعارهايى را كه مردم اول انقلاب مى‎دادند. اگر بنا بود كه نفتى را بفروشند‏ ‏و خرج كنند كه شاه اين كار را مى‎كرد. رژيم سابق روزى شش ميليون بشكه‏ ‏نفت مى‎فروخت و كارهايى هم انجام مى‎داد. اين كه مردم قيام كردند شعار‏ ‏انقلاب اين بود: استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى. الان نزديك سى سال‏ ‏از انقلاب مى‎گذرد، شما پاسخ اين مردم را چه مى‎گوييد؟ مردم انقلاب‏ ‏كردند، رهبر فقيد انقلاب و ديگران همه اين را تأييد مى‎كردند كه بايستى‏ ‏تغيير و تحول در جامعه پيدا بشود و از جمله شعارها «آزادى » بود.

الان يك نفر عالمى در نجف آباد مثل جناب مستطاب حجة الاسلام آقاى‏ ‏قيصرى يا علماى ديگر مثل حجة الاسلام آقاى واحد كه از بزرگانند و‏ ‏ساير علماء كه در نجف آباد هستند، به جاى اين كه از علماء تقدير شود كه‏ ‏مردم را هدايت و رهبرى مى‎كنند، براى آنان مزاحمت ايجاد مى‎كنند. آيا‏ ‏آزادى كه شعار مردم بود همين است كه سه چهار نفر بنشينند تصميم‏ ‏بگيرند و بقيه ساكت باشند؟! استقلال ، آزادى ، جمهورى اسلامى .‏ ‏جمهورى اسلامى يعنى چه ؟ يعنى حكومتى كه جمهور مردم پايه گذار و‏ ‏مديرش باشند، البته بر اساس موازين اسلام.

لازم است بر مسئولين و متصديان امور – مخصوصا حالا كه سالگرد‏ ‏انقلاب است – يك انعطافى در آنان پيدا شود و با مردم سازگارى داشته‏ ‏باشند. خواسته هاى مردم مورد توجه قرار گيرد و مردم هم ساكت نباشند.‏ ‏مردم وظيفه دارند كه در هر شرايطى اعتراض خودشان را اعلام كنند وگرنه‏ ‏اصلا بى خود انقلاب كردند. مردم از باب اين كه صاحب كشور بودند‏ ‏انقلاب كردند الان هم اين مردمند كه صاحب كشورند، اين همه اصولى كه‏ ‏در قانون اساسى راجع به حقوق مردم است را نمى توان ناديده گرفت و با‏ ‏نهادهاى غيرقانونى بر آنان حكومت كرد.

مجددا من از شما مردم شريف نجف آباد تشكر مى‎كنم كه احساس وظيفه‏ ‏كرده ايد، و اين كه نسبت به مزاحمت ايجاد شده براى جناب مستطاب‏ ‏حجة الاسلام آقاى قيصرى اعتراض كرده ايد و به طور قانونى حركت‏ ‏كرده ايد قابل تقدير است . ان شاء الله همه شما موفق و مويد باشيد.

‏والسلام عليكم ورحمة الله و بركاته.‏

‏دفتر آيت الله العظمى منتظرى ‏

30/10/1387

دیدار دو تن از علماى اهل سنت سيستان و بلوچستان با آيت الله العظمى منتظرى

بسمه تعالى ‏

روز گذشته دو تن از علماى اهل سنت سيستان و بلوچستان در قم با آيت الله منتظرى‏ ‏ديدار و گفتگو كردند.
در اين ديدار طرفين بر لزوم وحدت بيشتر بين مذاهب مختلف اسلامى و طرد افراد تندرو و‏ ‏بى منطق از هر جناحى كه باشند تأكيد نمودند.

آيت الله منتظرى در اين ديدار ابراز اميدوارى كردند كه مسئولين مملكتى واقعيت ها را در نظر‏ ‏بگيرند و حقوق همه افراد ملت از هر قوم و مذهب را رعايت نمايند. همچنين معظم له رعايت همه ‏ ‏اصول قانون اساسى را خواستار شدند كه در چندين اصل آن بر حقوق ملت تأكيد شده است .

در پايان ايشان براى پيروزى اسلام و مسلمين و توفيق برادران اهل سنت در خدمت بيشتر به‏ ‏مملكت خود دعا كردند.

دفتر آيت الله العظمى منتظرى ‏

 

‏‏1387/9/15‏