سنگسار…

با توجه به افزایش بحث پیرامون مسئله سنگسار که این روزها در فضای مجازی رخ داده است و برای آشنایی بیشتر خوانندگان با نظریات آیت الله منتظری پاسخ ایشان پیرامون این مسئله که مربوط  به سال 86 می باشد در ذیل می آید.

باسمه تعالي ‏

‏پس از سلام ، حكم سنگسار در تورات به نحو وسيعي وجود داشته ، ولي در اسلام فقط در زناي با احصان با شرايطي ثابت است . و‏ ‏راه اثبات آن : 1 – شهادت چهار نفر عادل كه با چشم خود عمل را مشاهده كرده باشند. – كه تحقق آن بسيار بعيد است . – 2 – اقرار خود‏ ‏متهم چهار مرتبه در جو و محيط آزاد نه در زندان يا تحت فشار.
‏ ‏و اجراي آن به مجرد علم قاضي محل اشكال است . و آنچه اخيرا در تاكستان اتفاق افتاد بر خلاف موازين بوده است . و اگر طرف بعد‏ ‏از اقرار انكار نمود، انكار او بر حسب موازين فقهي مسموع است ; و در صورت اقرار، طرف حق فرار دارد و اگر فرار كرد تعقيب او‏ ‏جايز نيست . و اگر در زماني يا مكاني اجراي حكم شرعي موجب وهن مذهب باشد، بايد از اجراي آن خودداري نمود. با اين‏ ‏خصوصيات كه ذكر شد در حقيقت حكم سنگسار مترسكي بيش نيست ، براي پرهيز مردم از گناه بسيار بزرگ .

‏‏1386/4/21‏‏

‏حسينعلي منتظري

پاسخ آيت الله منتظري به پرسش هاي پايگاه اطلاع رساني نظر شما

 

 

 

متن نامه و پرسش هاي پايگاه اينترنتي «نظر شما»

سلام علي آل ياسين

با تشكر از محضر حضرتعالي به خاطر پاسخ به سؤالات پيشين و عرض‏ ‏عذرخواهي از تصديع اوقات .

از آنجا كه پايگاه بزرگ اطلاع رساني و نظرسنجي «نظر شما» بر آن است تا‏ ‏طي يك سرفصل مشروح نسبت به ارائه آراء علماي عظام در باب شرايط‏ ‏موجود و راهكارهاي هميشه روشن ايشان جماعت مسلمين را از وجود‏ ‏چنين راهكارها و انديشه هاي كاربردي مطلع سازد و سپس اقدام به‏ ‏انتشار مؤثر آنها نموده و گامي در تبيين خطرات بلا ريب پيش رو بردارد،‏ ‏مجددا جسارت نموده و ضمن طرح سؤالات ذيل از آن پير حوزه و رنجديده‏ ‏زمانها تقاضا دارد چنانچه صلاح مي‎دانند مشروحي در باب دغدغه هاي‏ ‏ايشان به عنوان كسي كه پيش از انقلاب عظيم اسلامي و بعد از آن در‏ ‏جريان كم و كيف اوضاع بوده ارائه بفرمايند.

با كمال امتنان

پرسش 1 – انتظارات مردم را در جنبش اخير چه مي‎دانيد؟

برخي مطرح مي‎كنند كه خواسته اصلي مردم براندازي است من باب‏ ‏خستگي و بريدن از آنچه حكومت ديني به آنها ارائه كرده دانسته و آن را‏ ‏القاء دشمنان مي‎دانند; حال آن كه ديگراني هستند كه معتقدند مردم با اصل‏ ‏نظام هيچ مشكلي ندارند و تنها خواستار بازگشت مسير نظام به اصول و‏ ‏شعارهايي هستند كه انقلاب بر مبناي آنها بنيانگذاري شد، و نظرهاي‏ ‏ديگر.

پرسش 2 – آيا به نظر حضرتعالي هدايت اين جريان توسط جناب مهندس‏ ‏موسوي و حجة الاسلام كروبي مردم را به سرمنزل مقصود مي‎رساند؟ چرا‏ ‏كه اعتقادي بر آن است كه عدم توانايي در رهبري و پيشبرد خواسته هاي‏ ‏مردم توسط اين دو، باعث ريزش و دخالت و سوء استفاده دشمنان واقعي مي‎گردد.

پرسش 3 – نقش رسانه هاي غربي را در پيشبرد يا به انحراف كشاندن‏ ‏مسير اصلي اين جريان چه مي‎بينيد؟

توضيح : با كمي دقت در برنامه هاي شبكه هاي خبري بخصوص بي بي سي و‏ ‏صداي آمريكا متوجه كيسه هايي مي‎گرديم كه براي اين جريان دوخته شده‏ ‏است ، آن هم توسط كساني كه برخي از آنان عاملا و عالما و بالصراحة هدف‏ ‏خود را دشمني با اصل مذهب بيان مي‎دارند و اعتقاد به حكومت هاي ضد‏ ‏ديني يا حداقل بي تفاوت به دين دارند و جريانات اخير و اعتراضات‏ ‏مردمي را در مسير نيل به اهدافشان تعبير مي‎كنند.

پرسش 4 – در باب ولايت و ولايت مطلقه و آثار آن ، كه در پاسخهاي‏ ‏پيشين جنابعالي آن را مشكلي در باب حقوق مردمي مي‎دانيد و شيوه‏ ‏صحيح اعمال ولايت در قانون توضيح بفرماييد.

پرسش 5 – اعتقاد برخي بر آن است كه نظام نبايد با معترضين درگير شود.‏ ‏از سويي براندازاني كه در اعتراضات مردمي به دنبال قلابهاي خود هستند‏ ‏تا صيدي به نفع آنچه خود حكومت ضد ديني مي‎نامند و آن را تنها راه‏ ‏نجات مردم معرفي مي‎كنند به دست آورند كه اينان به هر حال مي‎بايست‏ ‏توسط نظام كنترل شوند. شيوه صحيح تمايز و تفكيك برخورد را بين مردم‏ ‏معترض معتقد و دشمنان ضد ديني چه مي‎دانيد؟

پرسش 6 – چنانچه مطالبي مد نظر حضرتعالي سواي اين سؤالات مي‎باشد‏ ‏لطفا بيان بفرماييد.

با عذرخواهي مجدد از تصديع اوقات

مديريت شبكه بزرگ اطلاع رساني و نظرسنجي «نظر شما»

 

پاسخ آيت الله العظمي منتظري:

باسمه تعالي

‏با سلام و تحيت و تقدير از پيگيري شما نسبت به مسائل جاري كشور

 

پاسخ 1 – انتظارات مردم را از شعارهاي آنان در تظاهرات مسالمت آميز بعد‏ ‏از انتخابات به خوبي مي‎توان فهميد. مردم در آغاز كار تلقي تقلب در‏ ‏انتخابات نمودند و خواسته آنان ابطال انتخابات و برگزاري انتخاباتي‏ ‏صحيح و مشروع بود; ولي هنگامي كه با آنان برخورد خشن و سركوبگرانه‏ ‏شد مطالبات خود را بالاتر بردند و ساير نهادها مخصوصا نهادهاي‏ ‏سركوبگر و آمران و مباشران در آنها را هدف قرار دادند; و پس از كشته‏ ‏شدن مردم بي گناه و دستگيري فعالان سياسي و آزاديخواهان و محاكمات‏ ‏فرمايشي و غير شرعي و غير قانوني آنان ، بتدريج مطالبات مردم معترض‏ ‏بيشتر شد، تا آنجا كه خوف آن مي‎رود كه اگر حاكميت به روش كنوني خود‏ ‏ادامه دهد مردم به كلي با نظام فاصله بگيرند و بحران كنوني عميق تر شود.‏ ‏در صورتي كه اگر در همان روزهاي نخستين با اعتراضات مسالمت آميز‏ ‏مردم برخورد معقول و منطقي شده بود كار به اينجاها كشيده‏ ‏نمي شد.

در هر حال شكي نيست كه مشروعيت نظام و حاكميت ديني در زمان غيبت‏ ‏جز با رضايت عامه و آراء جميع يا اكثريت مردم نخواهد بود، و امروز اين‏ ‏مشروعيت خدشه دار شده است . اميدوارم مسئولين امر به جاي تهديد‏ ‏مردم ، با آنان مهربان شوند و خواسته هاي آنان را كه همان اصلاحات و‏ ‏عمل به همه اصول قانون اساسي است برآورده سازند.

‏ ‏

پاسخ 2 – شخصيتهاي مذكور تاكنون به شايستگي با مردم بوده اند و از ارائه ‏رهنمودهاي لازم و مفيد دريغ نكرده اند و اميد است تا آخر در راه دفاع از‏ ‏حق و مظلوم و امر به معروف و نهي از منكر ثابت قدم باشند.

‏ ‏

پاسخ 3 – مردم آگاه ما هرگز سرنوشت خود و مطالبات به حق خود را به‏ ‏رسانه هاي غربي گره نمي زنند. آن رسانه ها نيز براي پرستيژ و مقبوليت‏ ‏خود مجبورند با مردم معترض همصدا شوند، ولي مردم هيچگاه راه خود را با‏ ‏راه آنها يكي نمي دانند. روي آوردن مردم به رسانه هاي غربي به علت‏ ‏سانسور شديد و يك جانبه نگري واضحي است كه در صدا و سيماي‏ ‏خودمان وجود دارد، و متأسفانه اكنون به ابزاري در دست گروه خاصي‏ ‏درآمده است كه از دروغ پردازي نسبت به گروه مقابل و نيروهاي مردمي‏ ‏كوتاهي نمي كند.

‏ ‏

پاسخ 4 – در نوشته ها و مصاحبه هاي گذشته كرارا يادآور شده ام كه بهترين‏ ‏شكل حاكميت ديني همان نظريه تفكيك قوا مي‎باشد; به اين نحو كه كار‏ ‏اصلي فقيه يا فقهاي منتخب مردم فقط استنباط احكام شرعي و نظارت بر‏ ‏قوانين جاري جهت عدم مخالفت آنها با اسلام است . تخصص فقها جز اين‏ ‏نمي تواند باشد. و ساير امور كشور به دست افراد متخصصي داده مي‎شود‏ ‏كه مورد قبول و انتخاب مردم هستند. در كتاب «ديدگاهها» اين نظريه را به‏ ‏تفصيل شرح داده ام كه مي‎توانيد مراجعه نماييد.

‏ ‏

پاسخ 5 – اتهام براندازي را مطرح مي‎كنند تا بتوانند مردم را سركوب نمايند‏ ‏و احيانا افرادي را هم جهت طرح شعار براندازي بين مردم مي‎فرستند كه‏ ‏نمونه هايي از آن شعارها و حتي تخريب اموال عمومي و ايجاد اغتشاش‏ ‏توسط آن عوامل براي مردم به اثبات رسيده است ; وگرنه مردم در‏ ‏راهپيمايي چند ميليوني بعد از انتخابات در تهران هرگز شعار براندازي‏ ‏ندادند. اكنون نيز حاكميت اگر اجازه راهپيمايي آزاد و مسالمت آميز دهد،‏ ‏خواهيد ديد كه توده مردم جز احقاق حقوق تضييع شده خود و جبران آنها و‏ ‏تأمين آزادي هاي مصرح در قانون اساسي و به طور كلي اصلاح نظام از‏ ‏آفتهايي كه گرفتارش شده مطالبات ديگري نخواهد داشت .

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

‏24 آذر 1388‏

‏حسينعلي منتظري

پاسخ آيت الله منتظري به پرسش هایی پيرامون جنبش سبز مردم ايران

‏بسمه تعالي ‏

محضر حضرت آيت الله العظمي منتظري دام عزه العالي

همان گونه كه مستحضريد ملت ايران جهت دستيابي به اعتلاي سياسي ، اقتصادي‏ ‏و اجتماعي خود، قبل از انتخابات مطالبات بحقي را مطرح مي‎نمود، و براي تحقق‏ ‏اين مطالبات با شور و نشاطي بي شائبه در انتخابات شركت كرد; اما صاحبان‏ ‏قدرت با مددگيري از آراء مهندسي شده نتيجه انتخابات و وضعيت جامعه را‏ ‏به آنچه امروز شاهد آن هستيم مبدل نمودند.

«جنبش سبز» در پيگيري مطالبات جامعه، پس از انتخابات توانست‏ ‏خواسته هاي اكثريت ملت ايران را نمايندگي كند و در اين مسير زندانها و‏ ‏شكنجه هاي وحشتناك قرون وسطايي را تحمل كرده و حتي شهدايي را تقديم‏ ‏نمود، تا با اصرار بر دوري از خشونت به آرمانهاي خود دست يابد; كه با لطف‏ ‏و رحمت الهي ، اين جنبش در سرتاسر ايران گسترش يافت ; لذا مردم در ادامه‏ ‏مسير نيازمند پاسخ به سؤالات متعددي هستند كه در ذهنشان شكل گرفته‏ ‏است.

مستدعي است با پاسخ خود جهت اعتلاي هرچه بيشتر جنبش موجب هدايت و‏ ‏دلگرمي ملت مظلوم و ستمديده باشيد.

به نظر حضرتعالي:

1 – جنبش سبز مردم ايران چه دستاوردهايي طي مدت اخير داشته است ؟

2 – چه عواملي مانع از گسترش و توسعه جنبش سبز مردم خواهد شد و راه‏ ‏دستيابي به اهداف را طولاني تر مي‎كند؟

3 – راههايي كه موجب تقويت و مصونيت نسبي جنبش خواهد شد كدامند؟

4 – چه توصيه هايي براي اعتلاي بيشتر جنبش مي‎فرماييد؟

 

پاسخ آیت الله العظمی منتظری :

بسم الله الرحمن الرحيم ‏

ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم (سوره رعد، آيه 11)‏

«خداوند وضعيت و سرنوشت هيچ ملتي را تغيير نمي دهد مگر زماني كه خودشان درصدد تغيير آن برآيند.»‏‏

با سلام و تحيت و ضمن تقدير از توجه شما نسبت به مسائل جاري و‏ ‏سرنوشت ساز كشور.

جواب 1 – جنبش مذكور كه جلوه و تبلوري واقعي از مطالبات به حق‏ ‏اكثريت مردم ايران در سالهاي متمادي است ، هرچند تاكنون با برخورد‏ ‏خشن و شديد جناح تندروي حاكميت روبرو شده است ، ولي دستاوردهاي‏ ‏داخلي و خارجي آن قابل انكار نمي باشد. اين جنبش در داخل كشور‏ ‏توانسته است فرهنگ مسالمت آميز مطالبه حقوق تضييع شده اقشار‏ ‏وسيعي از مردم در انتخابات و حوادث پس از آن را تا حد زيادي نهادينه‏ ‏كند و از طرفي ماهيت خشن جناح تندرو و سركوبگر را به خوبي افشا‏ ‏نمايد; و البته هزينه هاي سنگيني را براي آن تحمل نموده است . اين پديده‏ ‏نشانه آن است كه مردم به كمتر از رسيدن به مطالبات بر حق خود قانع‏ ‏نمي شوند و كشتار و ارعاب و تهديد و بگير و ببندها و محاكمات غير شرعي‏ ‏و غير قانوني و محكوميت هاي سنگين و غير عادلانه فعالان سياسي و‏ ‏آزاديخواهان و نيز تبليغات دروغ و فريبنده ، تأثيري در عزم و اراده آنان‏ ‏ندارد. در بعد خارجي نيز توانسته است نظر كشورهاي جهان و بخصوص‏ ‏جوامع مترقي و سازمان هاي مدافع حقوق بشر را نسبت به مظلوميت و‏ ‏خواسته هاي به حق خود معطوف داشته و در ارزيابي سياسي ، قدرت‏ ‏واقعي ملت را به جهانيان نشان دهد.

جواب 2 و 3 – از جمله عواملي كه ممكن است مانع گسترش جنبش به حق‏ ‏مردم شود، يكي شعارهاي انحرافي ساختارشكن و عكس العمل هاي‏ ‏نامناسبي است كه به سوژه اي براي سركوب مردم توسط جناح تندرو‏ ‏تبديل خواهد شد. جنبشي كه خواسته هاي منطقي و مشروع و قانوني دارد و‏ ‏مي‎تواند آنها را به شكل مسالمت آميز و معقول مطرح كند، نبايد احيانا‏ ‏گرفتار رفتارهاي عكس العملي در برابر خشونت ها و سركوبگري ها شود و‏ ‏بسا شعارهايي را مطرح كند و يا واكنش هايي را از خود نشان دهد كه در‏ ‏نهايت مطابق خواسته جناح تندرو حاكميت و به نفع آنان باشد; و چه بسا‏ ‏اين مسائل توسط ايادي آنان جهت انحراف نهضت به وجود مي‎آيد،‏ ‏چنانچه بارها مردم بعينه نيروهاي آنها را در حال تخريب اماكن و اموال‏ ‏عمومي و شخصي ديده اند.

عامل ديگر، انتظار پيروزي زودرس و عجولانه است . جنبش مذكور‏ ‏نبايد در رسيدن مردم به حقوق خود، عجله و بي حوصلگي نشان دهد. صبر‏ ‏بر شدائد و مصائب و مقاومت در راه حق و امر به معروف و نهي از منكر و‏ ‏همچنين مقاومت براي احقاق حقوق ، از آموزه هاي مهم ديني است كه در‏ ‏قرآن و روايات روي آن تأكيد فراوان شده است .

عامل سوم ، اختلاف سليقه ها در روش احقاق حقوق و امر به معروف و نهي‏ ‏از منكر است كه مي‎تواند آسيب جدي به نهضت و حركت مردم وارد نمايد.‏ ‏در اين راستا شخصيت هاي معتمد مردم و مؤثر در جنبش مي‎توانند با‏ ‏شفاف سازي خواسته هاي قانوني و شرعي مردم و تفاهم كامل با يكديگر‏ ‏مانع بروز عوامل مذكور و موجب تقويت حركت هاي مردمي و مصونيت‏ ‏آن از آسيب هاي محتمل باشند.

جواب 4 – بديهي است كساني كه در راه احقاق حقوق مردم تلاش مي‎كنند‏ ‏و در حقيقت به وظيفه مهم شرعي و ملي امر به معروف و نهي از منكر عمل‏ ‏مي‎كنند در درجه اول ، بايد خود عامل به حق و معروف ، و تارك منكر و‏ ‏باطل باشند، و مرزهاي ديني و اخلاقي را كاملا حفظ و مراعات نمايند تا‏ ‏عمل و حركتشان در راه رضاي خالق و مصالح مخلوق منشأ آثار خير قرار‏ ‏گيرد.

در خاتمه براي چندمين بار به عنوان نصيحت و خيرخواهي براي حاكميت‏ ‏يادآور مي‎شوم : راهي كه مسئولين و تصميم گيرندگان نظام در پيش‏ ‏گرفته اند جز به ضرر دين و دنياي خودشان و مردم نخواهد بود. تمكين به‏ ‏همه اصول قانون اساسي و به رسميت شناختن حقوق ملت و عمل به آن‏ ‏بهترين راه براي نشان دادن حسن نيت حاكميت است . انحصارطلبي و‏ ‏خودمحوري و استبداد و اعمال خشونت در مقابل مردم ، و محاكمات‏ ‏غير شرعي و غير قانوني فعالان سياسي خدمتگزار و شناخته شده و‏ ‏محكوميت هاي سنگين براي آنان ، عاقبتي جز انزواي بيشتر كشور و نظام در‏ ‏دنيا و فاصله گرفتن بيشتر مردم از حاكميت و تخريب و مشوه نمودن چهره‏ ‏اسلام مظلوم و در نهايت غضب و خشم خداوند را به دنبال نخواهد داشت .‏ ‏اميدوارم مسئولين مربوطه هرچه زودتر مسير باطل خود را اصلاح نمايند‏ ‏و رضايت خالق و خلق را تحصيل نمايند.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

‏10 آذر ماه 1388‏

حسينعلي منتظري

 

پاسخ آيت الله العظمى منتظرى به پرسش هاى پايگاه اينترنتي «روزآنلاين»

‏پرسش هاى پايگاه اينترنتى «روزآنلاين»

‏ ‏با سلام خدمت حاج آقا آيت الله منتظرى
‏ ‏دو سوال از محضر شما داشتيم :
‏ ‏اول اين كه نظر شما درباره احكام اعدام كه به تازگى و بعد از دادگاه نمايشى‏ ‏صادر شده چيست ؟ و آيا اين احكام مبناى شرعى و قانونى دارد؟
‏ ‏به عنوان سوال دوم نظر حاج آقا درباره اعدام كودكانى كه در زير سن 18 سال‏ ‏مرتكب قتل مى‎شوند چيست ؟
‏ ‏با سپاس و احترام
‏ ‏فرشته قاضى – روزنامه نگار – روزآنلاين

‏ ‏
‏ ‏پاسخ آيت الله العظمى منتظرى :

‏بسمه تعالى ‏

 


با سلام و تحيت
‏ ‏اينجانب در پيامهايى كه به مناسبت حوادث بعد از انتخابات و دستگيريهاى‏ ‏فعالان سياسى و اعترافات گرفته شده از آنان در زندان صادر نمودند كرارا‏ ‏يادآور شده ام كه اين گونه اعترافات هيچ ارزش شرعى و قانونى و حقوقى‏ ‏ندارد و نمى تواند مبناى هيچ حكمى اعم از زندان يا اعدام قرار گيرد. و حتى‏ ‏مباشرين و آمرين به گرفتن چنين اعترافاتى شرعا و قانونا گناهكار و مجرم‏ ‏مى‎باشند.

‏ ‏و در مورد اعدام جوانهاى زير 18 سال بايد گفت:
‏ ‏اولا – گرچه شرط تعلق قصاص بلوغ است ، ولى شرط كافى نيست و چنانچه‏ ‏از قرائن و شواهد يا به دليل معتبرى معلوم شود فرد بالغ نه تنها قصد قتل‏ ‏نداشته است، بلكه هرچند به سبب كمى سن ، تصور نمى كرده است عملش‏ ‏منجر به قتل شود و يا اعتقاد داشته است كه در چنين مواردى قتل شرعا جايز و‏ ‏مشروع است ، در اين صورت قصاص منتفى مى‎شود; بلكه به طور كلى حدود‏ ‏و قصاص در اثر شبهه اى كه با طريق شرعى منتفى نباشد مطابق قاعده «درأ»‏ ‏ساقط مى‎شود: «الحدود تدرأ بالشبهات.»
‏ ‏و ثانيا – هرگاه اجراى حدى از حدود الهى در شرايط خاصى مستلزم عوارض‏ ‏سوء و منفى براى مذهب يا جامعه باشد، حاكم شرع جامع الشرايط مى‎تواند‏ ‏بلكه بايد اجراى آن را متوقف نمايد.
‏ ‏ان شاء الله موفق باشيد.

 

‏‏1388/8/13
حسینعلی منتظری

پاسخ آيت الله العظمى منتظرى به پرسش هاي پايگاه اينترنتى موج سبز آزادى

متن نامه و پرسش هاي پايگاه اينترنتي «موج سبز آزادي» :

 

‏بسمه تعالى ‏

حضرت آيت الله العظمى منتظرى

‏با عرض سلام و ادب

اميدواريم كه حالتان خوب باشد. از پايگاه اينترنتى «موج سبز آزادى»‏ ‏مصدع اوقات شريف شما مى‎شويم . غرض از مزاحمت اينكه سوالاتى در رابطه با‏ ‏واقعه تاريخى سيزدهم آبان مطرح است كه گمان مى‎كنيم پاسخ هاى جنابعالى به‏ ‏اين سوالات مى‎تواند راهگشاى بسيارى از مسائل موجود باشد و قطعا مورد‏ ‏استقبال خوانندگان و علاقه مندان قرار خواهد گرفت .

از اينكه به ما در محقق شدن اين امر كمك مى‎نماييد سپاسگزاريم . سوالات‏ ‏به پيوست تقديم مى‎گردد و اميدواريم با پاسخ مثبت شما همراه باشد.

با سپاس و احترام فراوان : سردبير «موج سبز آزادى»‏ ‏

سوال اول : در نوشته هاى شما اشغال سفارت آمريكا در سال 58 توسط‏ ‏دانشجويان پيرو خط امام يك عمل اشتباه قلمداد شده بود، در حالى كه شما از‏ ‏كسانى بوديد كه در همان زمان از اين اقدام حمايت و دفاع كرديد. علت حمايتتان‏ ‏در آن مقطع از اين اقدام دانشجويان چه بود؟ به چه دليل در زمان فعلى آن را‏ ‏اشتباه مى‎دانيد؟

سوال دوم : نظر شما در مورد قطع رابطه ايران و آمريكا چيست ؟ آيا تداوم‏ ‏اين انقطاع به مصلحت كشور است ؟

سوال سوم : در شرايطى كه روسيه و چين جايگزين آمريكا و اروپا در‏ ‏سياست و اقتصاد ايران شده اند، با آنها چگونه بايد رفتار شود؟ آيا اين ارتباط‏ ‏به صلاح كشور و انقلاب است ؟

سوال چهارم : با توجه به شرايط پس از انتخابات رياست جمهورى ، كه‏ ‏حكومت پشتوانه اعتماد مردم و مشروعيت خود را از دست داده است ، مذاكرات‏ ‏ايران و آمريكا يك مذاكره توأم با عزت است يا مذاكره اى از موضع ضعف ؟

سوال پنجم : معناى استكبار ستيزى چيست ؟ آيا اين اصطلاح به معناى دفاع‏ ‏و مقابله با استكبار است يا به معناى جنگ و ابتداى به آن ؟ با توجه به اينكه‏ ‏قوانين حقوقى بين المللى از طرف اكثريت ملل جهان پذيرفته شده است ، مفهوم‏ ‏استكبار ستيزى در اين شرايط چيست ؟ با در نظر گرفتن منافع ملى چگونه بايد‏ ‏به برخى قوانين ناعادلانه بين المللى واكنش نشان داد؟

 

‏ ‏پاسخ آيت الله العظمى منتظرى :

‏ ‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏

با سلام و تحيت و تقدير از توجه شما به مسائل مهم و جارى‏ ‏كشور

‏ ‏جواب 1 – اشغال سفارت آمريكا در بدو پيروزى انقلاب كه مورد‏ ‏حمايت اكثر اقشار انقلابى و مرحوم امام خمينى بود، مورد تأييد اينجانب نيز‏ ‏بود; ولى با آن عوارض منفى و حساسيت شديدى كه بين مردم آمريكا به‏ ‏وجود آورد كه هنوز آثار آن باقى است ، معلوم شد كه كار درستى نبوده ; و‏ ‏اصولا سفارت يك كشور به منزله جزئى از آن كشور است ، و كشورى كه‏ ‏در حال جنگ رسمى با ما نبود اشغال سفارت آن به منزله اعلان جنگ با آن‏ ‏كشور است و كار صحيحى نمى باشد. از قرار اطلاع بعضى از جوانان انقلابى‏ ‏و متعهدى كه متصدى اين كار بودند نيز اشتباه بودن آن را قبول دارند.

‏ ‏جواب 2 – نظر به اينكه آمريكا باعث كودتاى 28 مرداد بر عليه مرحوم‏ ‏دكتر مصدق و برگشت شاه بود و پس از كودتا هم آمريكا تقريبا همه شئون‏ ‏سياسى و اقتصادى كشور را قبضه كرده و در همه امور از رژيم سابق دفاع و‏ ‏پشتيبانى مى‎نمود و پس از پيروزى انقلاب نيز دارايى هاى ايران را بلوكه‏ ‏كرده و به طور كلى در رابطه با انقلاب برخورد مناسبى نداشت ، در آغاز‏ ‏انقلاب مردم از آمريكا عصبانى بودند و در نتيجه دانشجويان سفارت‏ ‏آمريكا در ايران را اشغال نمودند و آمريكا نيز رابطه خود را با ايران قطع‏ ‏نمود; و بر اين اساس مرحوم امام خمينى تجديد ارتباط با آمريكا را در آن‏ ‏زمان نهى نمودند; ولى واضح است كه چنين حكمى موقتى است و برحسب‏ ‏شرايط سياسى و اقتصادى تغيير مى‎كند، و اين امر در گرو آن است كه اين‏ ‏رابطه به نفع كشور بوده و از قبيل رابطه دو كشور مستقل باشد.

‏ ‏اگر مصالح و منافع ملى اقتضا كند كه با آمريكا رابطه برقرار شود، نبايد‏ ‏زمينه تشنج و بى اعتمادى را با شعارهاى بى محتوا تشديد نمود. بديهى است‏ ‏اسرائيل و لابى آن در آمريكا سخت مخالف رابطه ايران و آمريكا بوده و‏ ‏هست و منافع خود را در بقاى بحران كنونى بين ايران و آمريكا مى‎داند، و‏ ‏متأسفانه سران كشور به اين مهم توجه نمى نمايند.

‏ ‏جواب 3 – اگر قرار باشد حاكميت ايران در سياست و اقتصاد خود را‏ ‏وابسته به بلوك شرق نمايد و به جاى تأمين مصالح و منافع ملى رضايت‏ ‏آنان را تأمين نمايد، كار غلطى است و مخالف شعار «نه شرقى نه غربى «‏ ‏مى‎باشد كه مردم ما در انقلاب خود روى آن تأكيد داشتند. چه فرقى است‏ ‏بين روسيه و آمريكا كه به اولى بايد تا اين اندازه اعتماد نمود و بيدريغ‏ ‏مقادير هنگفتى از بيت المال را به آنان حاتم بخشى نمود، و با ديگرى حتى‏ ‏حاضر نباشيم كه مذاكره و گفتگو نماييم ؟ حتى اگر احساس كنيم كه اين‏ ‏مذاكره به نفع ملت و كشور است .

‏ ‏جواب 4 – واضح است كه حاكميت با بحرانى كه به دست خود بعد از آن‏ ‏انتخابات شكوهمند به وجود آورده ، در مقابل دولتهاى مقتدر نمى تواند‏ ‏موضع مستحكمى داشته باشد و هر روز موضعى مخالف روز قبل اتخاذ‏ ‏مى‎كند، و اين امر در نهايت به ضرر حتمى كشور و مردم منجر خواهد شد.‏ ‏قدرت نظام با سركوب و ساكت نمودن اجبارى مردم حاصل نمى شود، بلكه‏ ‏پشتيبانى واقعى و حقيقى و آزادانه مردم است كه قدرت نظام را به وجود‏ ‏مى‎آورد.

‏ ‏به نظر اين جانب حاكميت مى‎تواند با تصميمى شجاعانه و مدبرانه‏ ‏زندانيان سياسى را فورا آزاد نمايد، مطبوعات توقيف شده را رفع توقيف‏ ‏نموده ، و گزينش هاى ادارات و دانشگاهها و به طور كلى دستگاههاى‏ ‏تفتيش عقايد را منحل نمايد و به جاى آن شايسته سالارى را حاكم نمايد; و‏ ‏با اين تصميم انقلابى و خداپسندانه اقتدار از دست رفته را به نظام‏ ‏برگرداند. در اين صورت است كه نظام مى‎تواند در مذاكرات با قدرت و‏ ‏عزت وارد عمل شود.

‏ ‏جواب 5 – استكبار ستيزى به معناى اعلام جنگ با كشورها و‏ ‏حساس نمودن آنها و دشمن سازى و منزوى نمودن كشور نيست ، بلكه به‏ ‏معناى دفاع از حقوق ملت در مقابل مطامع و زياده خواهى هاى مستكبران‏ ‏است ; و در اين جهت فرقى بين غرب و شرق و حتى افراد مستكبر‏ ‏تماميت خواه و قدرت طلب نيست .

حاكميتى كه مردم را ناراضى و حقوق آنان را مورد تعدى و ظلم قرار‏ ‏داده و افراد زيادى از نخبگان و فعالان سياسى و آزادى خواهان را به‏ ‏اتهامات واهى و خلاف واقع زندانى و محاكمه و محكوم مى‎نمايد، نمى تواند‏ ‏مدعى مبارزه با استكبار و استكبار ستيزى باشد. استكبار ستيزى جز با‏ ‏تحصيل حمايت مردم و تأمين حقوق همه اقشار و تحقق آزادى قلم و بيان‏ ‏عملى نخواهد شد. با چنين پشتوانه ملى است كه حاكميت مى‎تواند در مقابل‏ ‏بعضى تحميلات خارجى ، قدرتمندانه ايستادگى نمايد و واكنش مناسب‏ ‏نشان دهد.

در خاتمه از خداوند قادر متعال توفيق شما عزيزان ، و نيز عزت و‏ ‏سربلندى ملت شريف ايران را مسألت مى‎نمايم .

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .

12 آبان 1388

حسينعلى منتظرى

‏حقوق شهروندان ترك زبان

سوال:
با سلام و درود فراوان خدمت مرجع عاليقدر. حقير افتخار تقليد از‏ ‏حضرتعالى را دارد. اينجانب سوالى از شما دارم كه مى‎خواستم نظرتان را‏ ‏جويا شوم .
‏ ‏حضرت آيت الله در مقابل ستم كمتر سكوت اختيار كرده و اكثرا با‏ ‏موضع گيرى صريح و محكوم كردنش ، سعى در جلوگيرى از ادامه آن‏ ‏مى‎نمايند. نظير اتفاقات اين سه ماه اخير كه حتى با ارائه راه حل سعى در‏ ‏اصلاح امور و بيرون رفتن از بحران مى‎نمايند. اما حضرتعالى در مورد بعضى‏ ‏ستم ها كم لطفى كرده و از مقابل آن بنا به دلايلى با بى توجهى عبور مى‎كنيد.‏ ‏حضرت آيت الله العظمى منتظرى ! در ايران اسلامى حدود 30 ميليون ترك‏ ‏زبان زندگى مى‎كنند اما متأسفانه از ابتدايى ترين حق خود كه تحصيل به زبان‏ ‏مادرى است محرومند. شخصيت هاى سياسى و حتى فرهنگى با‏ ‏سرمايه گذارى هاى كلان سعى در از بين بردن هويت تركى آذربايجانى ما‏ ‏نموده و خواهان تغيير زبان ما به زبان فارسى هستند. اين گروه همچون‏ ‏عارف قزوينى اعتقاد دارند كه زبان تركها را بايد از قفا كشيد. اجدادمان در‏ ‏كتابها و تلويزيون وحشى معرفى مى‎گردند و مردم امروزى آذربايجان مشتى‏ ‏آدم نادان كه بويى از تمدن نديده اند. به كودكان فشار مى‎آورند تا زبان‏ ‏مادريشان را كه زبان اقوام وحشى است فراموش كنند و به فارسى كه زبان‏ ‏برترين نژاد ساكن در ايران است تكلم كنند. حقير چند وقت پيش مقاله اى‏ ‏خواندم كه ادعا داشت بيشترين ميزان ترك تحصيل در دو استان كردستان و‏ ‏آذربايجان مى‎باشد و دليل آن تحصيل اجبارى به زبان فارسى است . تعداد‏ ‏بسيار زيادى از دانشجويان هويت طلب از تحصيل محروم شده و گروهى نيز‏ ‏در زندان و تبعيد به سر مى‎برند…
‏ ‏سوالم از شما اين است كه آيا شما نيز قائل به برترى نژادى و زبانى فارسى‏ ‏زبانان هستيد؟ شما نيز اعتقاد داريد زبان تركها را بايستى از بين برد؟ آيا‏ ‏اعتقاد به ستاندن هويت تركى ما و ساختن هويت جديد براى ما داريد؟ آيا‏ ‏معتقديد هيچ تركى حق تحصيل به زبان مادرى اش را ندارد و بايستى‏ ‏حكومت جلوى نشر كتاب و روزنامه و مجله به تركى را بگيرد؟
‏ ‏و سوال آخرم آيا از اين ستمى كه بر ما مى‎رود اطلاع داريد؟
‏ ‏با آرزوى طول عمر با عزت براى شما
جواب:

‏ ‏بسمه تعالى

‏ ‏با سلام و تحيت و تقدير از احقاق حق برادران و خواهران ترك زبان
‏ ‏در ماده پانزده قانون اساسى آمده است : «… استفاده از زبانهاى محلى و‏ ‏قومى در مطبوعات و رسانه هاى گروهى و تدريس ادبيات آنها در مدارس ، در‏ ‏كنار زبان فارسى آزاد است .»
‏ ‏و در ماده نوزدهم آمده : «مردم ايران از هر قوم و قبيله اى كه باشند از حقوق‏ ‏مساوى برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد‏ ‏شد.»
‏ ‏بنابراين هيچ كس حق ندارد زبان و نژاد را سبب برترى بداند، و يا معتقد‏ ‏باشد كه زبان و هويت تركى در ايران از بين برود و يا تركها به زبان مادرى‏ ‏تحصيل ننمايند; و يا حكومت بتواند جلو نشر كتاب ، روزنامه و مجله تركى‏ ‏را بگيرد.
‏ ‏بجاست شما برادران و خواهران ترك ، حقوق قانونى و شرعى خود را‏ ‏پيگيرى نماييد و از مجارى قانونى و توسط نمايندگان خود در مجلس‏ ‏شوراى اسلامى و نيز علما و معتمدين خود آن را تعقيب نماييد. و مسئولين‏ ‏مربوطه بايد مطابق قانون اساسى حقوق شما را تأمين نمايند.

‏ ‏ان شاء الله موفق باشيد.
1388/7/26

پاسخ آيت الله منتظري به پرسش هاي دکتر محسن کديور پيرامون سلاح هاي هسته اي

متن نامه حجةالاسلام والمسلمين دکتر کديور :

 

‏باسمه تعالى

‏محضر مبارك فقيه متأله ، شيخنا الاستاد آيت الله العظمى منتظرى دام ظله

سلام عليكم

سلامتى و توفيق روزافزون شما را از درگاه خداى بزرگ مسئلت دارم .‏ ‏مجاهدت هاى دلسوزانه شما در يافتن راه حلى خردمندانه براى برون رفت‏ ‏از تنگناهاى موجود كشور بارقه اميدى در اين ظلمتكده است.

بحرانى كه با سوء تدبير، ندانم كارى ، جهل مركب ، استبداد براى زير پا‏ ‏گذاشتن بسيارى از موازين دينى و اخلاقى و تجاوز به حقوق قانونى‏ ‏شهروندان آغاز شده است ، آتشى است كه به خرمن مصالح ملى ايران افتاده‏ ‏و دم به دم بر ابعاد و عمق آن افزوده مى‎شود و حل آن را دشوارتر مى‎سازد.‏ ‏بيم آن مى‎رود كه تن ندادن به مطالبات برحق اكثريت شهروندان و لجاجت بر‏ ‏سركوب صداى اعتراض ملى ، پس از تاراج آزادى و حراج اسلاميت ، به بر‏ ‏باد دادن استقلال ايران منجر شود.

غرض از تصديع ، همانگونه كه مستحضريد يكى از موارد چالش برانگيز‏ ‏سياست خارجى جمهورى اسلامى با غرب مسئله «انرژى هسته اى » بوده‏ ‏است . محل نزاع ، استفاده نظامى و تسليحاتى از اين انرژى است . نگفته‏ ‏پيداست كه دغدغه اروپا و آمريكا بيش از آن كه رعايت دموكراسى و حقوق‏ ‏بشر در ايران يا خاورميانه ، حفظ امنيت اسرائيل در منطقه و منافع مادى‏ ‏خودشان است . حاكمان ايران هم دفاع از حقوق مردم فلسطين را ابزارى‏ ‏براى سرپوش گذاشتن بر ظلم و استبداد داخلى كرده اند.

راه جنبش اعتراضى سبز مردم ايران در اين ميانه بسيار ظريف ، دشوار و‏ ‏حساس است . از يك سو به دولت مردان و حاكمان جمهورى اسلامى به‏ ‏دليل تجاوز نهادينه به حقوق شهروندان ايرانى معترض است ، از سوى ديگر‏ ‏سياست خارجى در پيش گرفته شده را در راستاى منافع ملى ايران ارزيابى‏ ‏نمى كند. اگر چه جنبش سبز همدرد با آرمان رهايى بخش مردم مظلوم‏ ‏فلسطين است و استقلال ، اعتلاى علمى و ارتقاى فن آورى ايران را آرزوى‏ ‏برحق هر ايرانى مى‎داند.

برخورد مزورانه و به دور از صداقت تصميم سازان و تصميم گيران نظام‏ ‏جمهورى اسلامى با شهروندان ايرانى و تبديل شدن شعار «دروغ ممنوع » به‏ ‏شعار ملى معترضان در وقايع پس از انتخابات باعث شده است كه‏ ‏بى اعتمادى به گفته هاى رهبران ايران به بى سابقه ترين سطح بى اعتمادى‏ ‏بين المللى افزايش يابد. نظامى كه به اين راحتى به شهروندان خود دروغ‏ ‏مى‎گويد به چه دليل در مناسبات بين المللى قابل اعتماد است ؟اگر رژيمى به‏ ‏سادگى همه ميثاق هاى ملى خود در رعايت حقوق پايه شهروندانش را زير پا‏ ‏گذاشته است ، چگونه مى‎توان باور كرد تعهدات و ميثاق هاى بين المللى را‏ ‏رعايت مى‎كند؟

اين بى اعتمادى فزاينده وقتى با ماجراجويى هاى فرماندهان نظامى ايران در‏ ‏كشورهاى همسايه و سخنان نسنجيده رئيس جمهور انتصابى در مجامع‏ ‏بين المللى ضميمه مى‎شود، مخاطراتى جدى را براى مردم ايران رقم‏ ‏مى‎زند. حضرتعالى براى نخستين بار پيام به مراجع عظام تقليد، علماء و‏ ‏حوزه هاى علميه مورخ 22 شهريور 88 خود از «ولايت نظامى » بر ايران خبر‏ ‏داديد. نظاميان هرگز سياستمداران خوبى نبوده اند و مى‎پندارند همه چيز با‏ ‏زور قابل حل شدن است . سيطره بلامنازع نظاميان پاسدار در اركان نظام‏ ‏جمهورى اسلامى غيرقابل انكار است . تا آنجا كه به وضوح مى‎توان از‏ ‏استقرار حكومت شبه نظامى از آغاز سال جديد شمسى در ايران خبر داد.

نهادهاى نظارتى و تصميم ساز از قبيل مجلس شوراى اسلامى و مجلس‏ ‏خبرگان رهبرى همگى به مجالسى فرمايشى و تشريفاتى و به غايت ضعيف‏ ‏و منفعل تبديل شده اند. بدنه كارشناسى قوه مجريه ضعيف ترين بدنه ‏ ‏كارشناسى در تاريخ ايران از زمان استقرار مشروطه است . رهبر جمهورى‏ ‏اسلامى با برخوردارى از اختيارات قانونى بى شمار با استبداد به رأى و سوء‏ ‏تدبير فزاينده خود به شدت از مصالح ملى ايران فاصله گرفته است و با‏ ‏ميدان دادن گسترده به نظاميان و شبه نظاميان در اركان نظام كه در آغاز براى‏ ‏برخورد با معترضان داخلى صورت گرفت اكنون مشخص نيست خود به چه‏ ‏ميزان در ناخدايى اين كشتى در بحران هاى فزاينده پيش رو واقعا نقش‏ ‏دارد.

اكنون افكار عمومى در جهان درباره توانايى توليد سلاحهاى كشتار جمعى‏ ‏اين «زنگى مست » پرسش جدى دارد و پاسخ هاى مقامات عالى رتبه ايرانى‏ ‏را كه حتى در كشور خودشان مشتهر به دروغ گويى اند را باور نمى كند.‏ ‏ترديدى هم نداريم كه رژيم نژادپرست اسرائيل و حاميان اروپايى و‏ ‏آمريكايى آن بالفعل از چنين اسلحه اى برخوردارند و واعظان غير متعظى در‏ ‏عرصه بين المللى بيش نيستند.

حضرتعالى با توجه به پشتوانه دانش ، تقوا، سابقه ، محبوبيت و انصافى كه در‏ ‏مبارزات نيم قرنه خود با استبداد قبل و بعد از انقلاب كسب كرده ايد، به‏ ‏عنوان رهبر معنوى معترضان پرشمار ايرانى در جهان شناخته شده ايد.‏ ‏نامه هاى متعدد رهبران سياسى جنبش سبز به شما و پاسخ هاى راه گشاى‏ ‏شما (از قبيل پاسخ نامه هاى 6 مرداد، 4 و 31 شهريور 88) شاهدى بر اين‏ ‏مدعاست . اجازه مى‎خواهم پرسش هاى دشوارى كه در ذهن و ضمير‏ ‏بسيارى از ايرانيان بلكه بسيارى از معاصران اعم از مسلمان و غير مسلمان‏ ‏مطرح است ، صريحا با شما در ميان بگذارم . بى شك حضرتعالى در‏ ‏مناسبت هاى گذشته جسته و گريخته به برخى از ابعاد اين مسأله اشاره‏ ‏فرموده ايد; اما اهميت وافر مسأله مرا بر آن داشت كه بار ديگر به شكل‏ ‏متمركز اين پرسشها را در شرايط خطير فعلى مطرح كنم . پاسخ هاى مستدل ،‏ ‏مشروح و در عين حال روشن و شفاف شما در معرفى چهره رحمانى و‏ ‏صلح طلب اسلام مظلوم و بالاخص مذهب اهل بيت نقش بسزايى دارد.‏ ‏هرگونه كه صلاح مى‎دانيد ارشاد فرماييد. والامر اليكم .

سوال بين المللى به اجمال اين است : معترضان سبز ايرانى درباره استفاده ‏ ‏تسليحاتى از انرژى هسته اى چگونه مى‎انديشند؟ و چه تفاوتى با رهبران‏ ‏جنگ طلب و ماجراجوى جمهورى اسلامى دارند؟ اين پرسش كلى را‏ ‏مى‎توان به سه پرسش مشخص ذيل تجزيه كرد.

پرسش اول : سرمايه گذارى ، توليد، نگهدارى و به كارگيرى انرژى هسته اى در‏ ‏فناورى تسليحاتى و به شكل مشخص سلاح هاى كشتار جمعى چه حكمى‏ ‏دارد؟ با احتمال وقوعى استفاده نابجا از اين اسلحه خطرناك از سوى‏ ‏ماجراجويان بى خرد – كه شمارشان در هر سرزمينى در ميان نظاميان و‏ ‏سياستمداران كم نيست – اين پرسش جدى تر است .

پرسش دوم : آيا اصولا امكان استفاده عقلايى و مشروع از چنين اسلحه اى‏ ‏متصور است ؟ مثلا به عنوان اولا بازداشتن طرف مقابل ، ثانيا تهديد به‏ ‏استفاده متقابل كه البته نتيجه آن كشتار انسان هاى بى گناه فراوانى است ، ثالثا‏ ‏براى گريختن از ضرر بزرگتر در انتخاب بين دو مفسده و پذيرفتن اقل‏ ‏الضررين (به عنوان مثال آمريكايى ها در استفاده بمب اتم در هيروشيما و‏ ‏ناكازاكى ادعا مى‎كنند كه براى پيشگيرى از ضرر بزرگترى به نام گسترش و‏ ‏ادامه جنگ خانمانسوز به آن دست یازیدند.) آیا کشتن هزارها انسان بیگناه را می توان به عنوان جلوگیری از ضررهای بزرگترى توجيه كرد؟ آيا در اسلام بالاتر از حفظ جان‏ ‏هزاران انسان بى گناه چيزى متصور است ؟ آيا مى‎توان گفت اسلحه كشتار‏ ‏جمعى فى حد ذاته حرام و غير مشروعند و از طرق غيرمشروع نمى توان به‏ ‏هيچ هدف متعالى و مشروعى رسيد؟

پرسش سوم : آيا مى‎توان گزاره هاى زير را با قاطعيت به جهانيان اعلام كرد‏ ‏كه :

1 – استفاده تسليحاتى از فناورى هسته اى و سلاحهاى كشتار جمعى مطلقا‏ ‏و بدون هيچ استثنايى خلاف موازين انسانيت ، اخلاق و اسلام است .

2 – سرمايه گذارى ، توليد، نگهدارى و به كارگيرى تسليحات كشتار جمعى و‏ ‏فناورى هسته اى در عرصه نظامى در هيچ شرايطى پذيرفته نيست .

3 – دارندگان سلاح هاى خطرناك كشتار جمعى (از قبيل بمب اتم و‏ ‏موشك هاى با كلاهك هسته اى و مشابه آن ) بالاخص دولت جنگ طلب‏ ‏اسرائيل «تهديد بالفعل » براى بشريت محسوب مى‎شوند و مى‎بايد در‏ ‏نابودى اين تسليحات مرگبار پيشقدم شوند.

4 – ما به دنبال خاورميانه بلكه جهانى عارى از سلاح هسته اى و اسلحه كشتار‏ ‏جمعى هستيم .

عزت عالى مستدام باد.

محسن كديور

 

6 مهر 1388، 8 شوال ، 27 سپتامبر 2009‏ ‏

 

پاسخ آيت الله العظمي منتظري:

 

باسمه تعالى ‏

جناب مستطاب حجة الاسلام والمسلمين آقاى دكتر محسن كديور دامت‏ ‏بركاته

پس از سلام و تحيت؛

ايميل جنابعالى در مورد سوال از حكم شرعى ساخت و نگهدارى و به‏ ‏كارگيرى سلاح هاى كشتار جمعى واصل و ملاحظه شد. لازم است‏ ‏سرمايه گذارى ، توليد، نگهدارى و به كارگيرى انرژى هسته اى در فناورى‏ ‏تسليحاتى و ساخت سلاح هاى كشتار جمعى از ناحيه همه كشورها ممنوع‏ ‏باشد و بشريت رفته رفته به اين سمت و سو رود كه نه تنها اين گونه سلاح ها،‏ ‏بلكه حتى ديگر سلاح هايى را كه براى كشتن افراد به كار مى‎رود، در همه ‏ ‏جهان ممنوع نمايد.

و در فرضى كه عملا هيچ كشورى از چنان سلاح هايى بهره مند نباشد، اگر‏ ‏كشورى خاص در جهت سرمايه گذارى ، توليد، نگهدارى و به كارگيرى انرژى‏ ‏هسته اى در فناورى تسليحاتى و ساخت سلاح هاى كشتار جمعى گام‏ ‏بردارد، نه تنها مرتكب اسراف در ذخائر ملى خود شده بلكه موجب تهديد‏ ‏براى كشورهاى ديگر و در نتيجه بى اعتمادى آنها گرديده و بسا موجب‏ ‏تيرگى روابط شود; و از اين جهت نيز آسيب هاى ديگرى را به كشور خود و‏ ‏نسل هاى آينده وارد نمايد. و در اين فرض عقلا و شرعا بايد خود‏ ‏سردمداران آن كشور از هرگونه اقدام در جهت آن سلاح ها پرهيز كنند; و اگر‏ ‏نكردند، مردم از حاكمان خود بخواهند كه از آن پرهيز كنند، و در صورت‏ ‏تخلف ، ديگر كشورها از آنان به هر شكل ممكن ممانعت نمايند.

به كارگيرى اين گونه سلاح ها اگر تنها در برابر نظاميان متجاوز نباشد و مردم‏ ‏بى گناه – هرچند از نسل هاى آتى – را قربانى نمايد، عقلا و شرعا جايز‏ ‏نيست . و با توجه به وسعت دامنه كشتار و تخريب سلاح هاى هسته اى ،‏ ‏مصداق اهم و مهم بودن در مورد سوال روشن نيست .

و در هر حال بايد بشريت به ويژه مسلمانان كه پيرو شريعت خاتم و پيامبر‏ ‏رحمة للعالمين هستند، در راه ممنوعيت قانونى و اجرايى چنين سلاح هايى‏ ‏براى هر كشورى با تضمين سازمانهاى معتبر و معتمد بين المللى پيشگام‏ ‏گردند.

ان شاء الله موفق باشيد.

‏1388/7/22‏‏

‏حسينعلى منتظری