دانلود کتاب درسهایی از نهج البلاغه نوشته آیت الله منتظری

حضرت آیت الله العظمی منتظری در دوران حیات خود موفق به تدریس حداقل یک دوره  تفسیر نهج‌البلاغه شدند. در زمان حیات ایشان تفسیر خطبه های ۱ تا ۹۱ در ۳ جلد کتاب «درس هایی از نهج‌البلاغه» منتشر شدند. اکنون جلد ۴ و ۵ و ۶ از این مجموعه نیز آماده نشر شده و برای دانلود و مطالعه در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است. (مجموعه «درس هایی از نهج‌البلاغه» ۱۰ جلدی خواهد بود.)

دانلود جلد های ۱و۲و۳ که از قبل نیز در اختیار علاقه‌مندان قرار داشته است

جلد 1 | جلد 2 | جلد 3

لینک دانلود جلد های تازه منتشر شده:

جلد 4 | جلد 5 | جلد 6

 

به علت ممنوعیت چاپ کتاب های آیت الله العظمی منتظری کپی کردن این کتابها برای استفاده دیگران بلامانع است

به همین سادگی

درست یک سال پیش همین موقع از خواب بیدار شدم. بعد از خوردن صبحانه راهی دانشگاه شدم. برای مطالعه به سالن مطالعه رفتم و مشغول درس خواندن شدم. یک ساعتی نگذشته بود که دیدم تلفنم زنگ میخورد. برادرم بود. معمولا این موقع صبح کمتر اتفاق می افتد که به من زنگ بزند بنابراین کمی کنجکاو شدم که با من چه کار دارد.
– الو
– سلام
– سلام
– خبر و شنیدی؟
– کنجکاوی ام بیشتر شد البته با کمی دلهره
– نه
– آیت الله منتظری …
دیگر نیاز نبود بقیه اش را بگوید. از لحن صدایش و همان دو کلمه اولش فهمیدم چه شده. شکه شده بودم نمی توانستم باور کنم. نمیدانستم چه کار باید بکنم. گوشی را قطع کردم و چند دقیقه ای سرم را روی میز گذاشتم. توی ذهنم خاطرات و اتفاقات گذشته رو مرور میکردم. چه فکرهایی که در آن چند دقیقه به ذهنم خطور نکرد.
بالاخره بلند شدم وسایلم را جمع کردم و راهی خانه شدم. نفهمیدم چگونه به خانه رسیدم. به تلویزیون که امیدی نداشتم بلافاصله رفتم پای اینترنت. هنوز خبرهای های زیادی منتشر نشده بود. خلاصه همه خبرها همین بود:
آیت الله حسینعلی منتظری درگذشت.
آقای حسینعلی منتظری در گذشت.
حسینعلی منتظری در گذشت.
به همین سادگی. فقط تورجان چند عکسی از بیت آقا گذاشته بود. چند دقیقه ای طول کشید تا خبرگزاری ها بیدار شوند و به عنوان اولین اقدام اصولگرا ها نامه 6 فروردین و اصلاح طلب ها نامه 7 فروردین و 8 فروردین را به عنوان آخرین گفتگوی آیت الله منتظری و امام خمینی (ره) کار کردند. انگار که این نامه ها نامه عمل آخرت است. 20 سال انواع آزار و اذیت ها را نثار ایشان و خانواده شان کردند به بهانه این نامه. این جماعت شده بودند نماینده دل امام!
بعد از مدتی کم کم چند فیلم از دانشگاه های علم و صنعت و شریف پخش شد. خبرهایی هم از بیت آیت الله منتظری توی خبرگزاری ها آمد. گفتم اینطوری نمیشود باید به قم بروم. شب به همراه برادرم عازم قم شدیم و یک راست به بیت آقا رفتیم. وقتی میخواستیم داخل حیاط شویم در را بسته بودند گویا میرحسین آمده بود کمی صبر کردیم تا در را باز کردند و سپس به دا خل حیاط رفتیم. دیدم آیت الله منتظری را در یک تابوت شیشه ای در کنار حیاط گذاشته اند و هر کسی می آید و با ایشان وداع میکند.
لحظه غریبی بود. سکوت داخل حیاط بیشتر به این غربت می افزود. از همه نوع تیپ و ظاهری آدم آمده بود. آن روز و آن شب خیلی ها آنجا آمده بودند. مراجع تقلیدی چون آیات عظام شبیری زنجانی، وحید خراسانی، موسوی اردبیلی، صانعی، بیات زنجانی و … و شخصیت هایی چون موسوی و کروبی و عزت الله سحابی و … برخی هم نیامده بودند و به دادن پیام تسلیت اکتفا کرده بودند. همه می دانستند که به منتظری ظلم های زیادی شده. از کروبی گرفته که پیش از برکناری ایشان از قائم مقامی رهبری نامه ای تند نثار ایشان کرد تا میرحسین و عبدالله نوری که دستور پاک کردن تصویر ایشان را به نهادهای دولتی و سپاه پاسداران ابلاغ کردند.
شب هم به همراه دوستان تصمیم گرفتیم تا پیامکی را با مضمون نثار صلوات برای شادی روح ایشان پخش کنیم که متوجه شدیم کلمه «آیت الله منتظری» به دست ماموران گمنام مخابرات فیلتر شده است و ما هم از این کار منصرف شدیم.
آن شب گذشت و فردا تشییع جنازه پرشکوه ایشان برگزار شد البته با آن حواشی که همه میدانید و دیگر نمیخواهم تکرار مکررات کنم.
خدا ما را از مسیر افراط و تفریط مصون نگه دارد.

*** در ضمن بد نیست بغض و گریه های عبدالله نوری در مصاحبه با بی بی سی را در اینجا ببینید.

یک سال گذشت

یک سال از عروج ملکوتی حضرت آیت الله منتظری گذشتو فقیهی که عمرش را برای ادای دین به اسلام گذاشت. سایت فقیه عالیقدر به مناسبت سالگرد درگذشت این فقیه بزرگوار اقدام به انشار مجموعه کاملی از عکس و فیلم های مراسم تشییع پیکر آیت الله منتظری می کند. همچنین از تمامی دوستان تقاضا دارم اگر فیلمی و عکسی از مراسم تششیع جنازه و یا در بیت آیت الله منتظری دارند برای ما ارسال کنند تا روی سایت قرار دهیم. همچنین دوستانی که مقاله، خاطره، و یا متن ادبی مرتبط با ایشان را دارند نیز میتوانند برای ما ارسال کنند تا روی سایت قرار داده شوند.

ایمیل:

hmontazeri.wordpress@gmail.com

دانلود عکس های شخصیتهای حاضر در بیت آیت الله منتظری 29 آذر 88

دانلود عکس هایی از مراسم تشییع پیکر و خاک سپاری آیت الله منتظری 30 آذر 88

دانلود فیلم سخنرانی هادی قابل در بیت آیت الله منتظری 29 آذر 88

دانلود فیلم آخرین نماز آیت الله منتظری 28 آذر 88

دانلود فیلم حضور آیت الله طاهری بر پیکر آیت الله منتظری

دانلود فیلم کامل مصاحبه بی بی سی فارسی با عطالله مهاجرانی

دانلود فیلم کامل مصاحبه بی بی سی فارسی با عبدالله نوری

دانلود فیلم کامل گفت و گوی عمادالدین باقی با آیت الله منتظری

دانلود کلیپ زیبای «برای پدر»

دانلود کلیه پیام های تسلیت و مقالات نوشته شده درباره آیت الله منتظری

خانه جدید

با سلام خدمت همه دوستان

بالاخره من هم مانند خیلی از وبلاگ نویسان ایرانی تصمیم گرفتم که از بلاگفا کوچ کنم. مهم ترین علت این کوچ هم ترس از پاک شدن آرشیو وبلاگ توسط بلاگفا بود. الان که به وردپرس عزیمت کردم متوجه شدم که ماندن در بلاگفا اشتباه بزرگی بود واقعا امکانات وردپرس خیلی بهتر از بلاگفا هست. البته کمی با محیط اینجا ناآشنا هستم که امیدوارم بتونم به مرور زمان خودمو با اینجا وفق بدم ولی باید پذیرفت ویرایشگر بلاگفا خیلی قوی تر از وردپرس هست. در ضمن به دلیل انتقال آرشیو ممکن است بعضی از لینکها خراب شده باشند از همگی تقاضا دارم در صورت دیدن این گونه ایرادات در قسمت نظرات به من اطلاع دهند.

یک سند تاریخی

در پست قبل و در مصاحبه حجت الاسلام احمد منتظری صحبت از بازگشت حاج احمد خمینی به سمت آیت الله منتظری شد و جمله ای با این مضمون آمد: «تنها آیت الله منتظری گفته بودند که استقراض از کشورهای خارجی نکنید که احمد آقا خمینی در سال پایانی عمرش – در مصاحبه یا سخنرانی – گفته بود که دوستداران واقعی انقلاب گفته بودند که استقراض از کشورهای خارجی نکنید.» سایت فقیه عالیقدر به جهت انجام وظیفه اصلی خود یعنی اطلاع رسانی اقدام به انتشار متن کامل سخنرانی حاج احمد خمینی که چند روز پیش از ارتحال ایشان ایراد شده است می کند و قضاوت را به عهده خوانندگان محترم می گذارد.
برای دبدن عکس ها در اندازه بزرگ روی آنها کلیک کنید.

نیمه شعبان روز مستضعفین

از جمله یادگارهای آیت الله العظمی منتظری، نامگذاری روز میلاد حضرت امام زمان (عج) به «روز مستضعفان» بوده است که البته به گفته ایشان از آن استفاده کامل نشد.
ایشان در این مورد در کتاب خاطرات خود می‌نویسند: …اما «روز مستضعفين» روز پانزده شعبان بود كه اين هم انعكاس گسترده اي داشت; البته متاسفانه ما خيلي شعار مستضعفين داديم اما براي مستضعفين كمتر كار شد، ما خيال كرديم با تشكيل «بنياد مستضعفان» مستضعفان به نوايي ميرسند ولي متاسفانه به اين شكل نبود، با اموال مصادره اي بنياد خيلي ها به خيلي جاها رسيدند اما مستضعفين واقعي فراموش شدند، يك وقت در مقام تعريف «مستضعف» ميگفتند: «مستضعف كسي است كه همه به نام او بهره ميبرند اما خود او هميشه در استضعاف باقي خواهد ماند»، و اين يك واقعيت است، بالاخره روز پانزده شعبان هم به نام «روز مستضعفين» اعلام شد، با الهام از آيه شريفه: «و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض ونجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين.»

از شنیدن بخشی ازحقیقت برآشفته نشوید! – غلامعلی رجایی

در یادداشت قبلی نقل قول من از جناب حجت الاسلام والمسلمین علی اکبر رحمانی از اعضای دفتر امام درباره عدم انتساب نامه منتشره در صحیفه امام در ۶/۱/۶۸ امام به مرحوم آیت الله منتظری برای بعضی از دوستان مشفق وغیر مشفق! ابهاماتی ایجاد کرد که برای بر طرف شدن این ابهامات به توضیح بیشتری اشاره می کنم.

۱- اینکه می گویم نامه منسوب به امام چون تاکنون و در هیچ جایی و توسط هیچ شخص یا مرکزی اصل دستخط امام دراین باره منتشر نشده است.با این مقدمه اگر بنا را بر این گفته امام در وصیتنامه ایشان بگذاریم که فرموده اند متون ادعایی منسوب به ایشان اگر خط وی -که آن را کارشناسان مربوطه باید تایید کنند- نباشند این ادعاها واقعیت ندارد.

دوستانی که به حجیت این نامه کماکان اصرار دارند لطفا به این دوگانگی جواب بدهند.

۲-آنگونه که اسناد موجود و مطلب بعضی رسانه ها نشان می دهد این نامه نخستین باردر سال ۷۶ یعنی پس از ۸سال از صدور آن توسط مرحوم آقای فاکر منتشر شد که اولا دستخط امام نبود و دیگر اینکه همه متن نامه نبود و سوم اینکه در بعضی از متن نامه خط خوردگی هایی دیده می شد. موسسه تنظیم و نشر آثارامام در اعتراض و مقابله با این کار تمام متن نامه منسوب به امام را در اختیار روزنامه جمهوری اسلامی قرارداد که این نامه هم دستخط امام نبود.

۳-احتمالا همین نامه منسوب به امام به مرحوم منتظری رسیده و ایشان خبر برکناری خود را از آن دریافته  و در جواب آن در مورخه هفتم فروردین به امام نامه ای نوشته است که باعث نامه دوم امام به ایشان در ۸/۱/۶۸ شده است. لذا  در اینکه در ششم فروردین نامه ای به آن مرحوم رسیده تردیدی نیست ولی قطعا آن نامه دستخط امام نبوده است.

۴-تشکیک من درباره  اصل صدور نامه توسط امام نبود بلکه در انتساب آن به امام بود که در این زمینه به قول ونظر کسانی مانند مرحوم آیت الله توسلی در گذشته  – که داماد ایشان دکتر ولایی به من گفت که از آن مرحوم این عدم انتساب نامه به امام را شنیده است – واخیرا هم آقای رحمانی استناد کرده بودم.

۵- علاوه بر اشکال وارد به اصل نامه که قطعا به خط امام نیست درباره محتوای نامه هم بحثهای متفاوت ومفصلی خصوصا توسط نزدیکان مرحوم منتظری شده که دراین یادداشت مجال توضیح آنها نیست.

دوستان اصولگرا برای درک حقیقت تاریخ با خودداری از زدن انگ و اتهام منافق و دروغگو و… نسبت به راویان برخی حقایق و واقعیتها که به مذاقشان خوش نمی آید و زیبنده یک مسلمان در باره برادر مسلمان دیگر نیست می بایست بیشتر حوصله کنند چون هیچ تاریخی درزمان خودش کامل نوشته نمی شود و باید صبورانه در انتظار زمان نشست تا ابعاد نهفته برخی حوادث بر مردم آشکار شود.

رسم الخط این نامه بنا به ادعای کارشناسان با خط حضرت امام مغایرت هایی دارد

صحیفه نور / جلد بیست و یکم / صفحه 330

۶- در باره اصالت این نامه نکته ها و ابهام های زیادی وجود دارد که برای توضیح آنها دیگرانی که تمام یا بخشی از حقیقت این ماجرا در اختیارشان است  -و خوشبختانه یا متاسفانه! بنده نگارنده ازجمله و در زمره آنها نیستم ! باید صادقانه به میدان بیایند و تکلیف افکار عمومی را دراین باره روشن نمایند . ابهاماتی مانند اینکه :

– نامه منسوب به امام توسط چه کسانی از دفتر امام به قم برده شده و آنها در این باره اصالت نامه چه  گفته و می گویند؟

– چرا باید نخستین بار این نامه بعد از ۸ سال توسط مرحوم آقای فاکر که نماینده مجلس شورای اسلامی بود در آبان سال ۷۶ منتشر شود نه دفتر امام یا موسسه تنظیم و نشرآثار امام؟

-تردیدی در این نیست که نامه منسوب به امام به مرحوم منتظری خصوصی بوده است چگونه و با چه نیتی و توسط چه کس یا کسانی بخشی از آن به دست آقای فاکر رسیده است؟

-چرا دفترمرحوم آقای منتظری که بهر حال در آن تاریخ نامه ای را از دفتر امام دریافت کرده دراین رابطه سکوت اختیار کرد و موضعی اتخاذ ننمود و ابهام زدایی نکرد ؟

– اگر بنا بوده نامه امام محرمانه و خصوصی باشد و منتشر نشود چرا آقای فاکر بر خلاف تدبیر امام و به اشاره و اجازه چه کس یا کسانی آن را منتشر و علنی کرد؟

– چرا اصل نامه به خط امام نیست؟

– چرا اصل دستخط نامه ای که درباره  اصالت آن این همه ابهام وجود دارد در صحیفه امام منتشر نشده است؟

– آیا در آخر نامه منسوب به امام امضای امام وجود دارد یا نه؟

-چرا اگراین نامه املای امام بوده ولی به هر علت به خط دیگری  نوشته شده است به این مساله تصریح نمی شود ؟

-آیا این فرضیه درست است که بعضی  کارشناسان خط را با مقایسه نوشته های امام نظر براین است که با تفاوتهایی که دررسم الخط بعضی حروف در آنها مشاهده می شود نامه  ها وبیانیه های چند ماه آخر عمر مبارک امام بوسیله ایشان املا و درحضورایشان توسط دیگری نوشته شده و آیادر این زمان امام به دلیل اینکه ۱۶سال قبل وصیتنامه مفصلشان رانوشته ولاک ومهرکرده بودند دراین باره متوجه تذکر مندرج در وصیتنامه خود نبوده اند؟

– آیا اگر نظر فوق صحت داشته باشد چیزی از ارزش ومنزلت امام در نظر مردم کاسته شده و می شود که مسولین امراز اظهار آن خودداری می کنند؟

-چرا موسسه تنظیم و نشر آثار امام دراین باره به واقعیتهای موجود همانگونه که درسابق نامه منتشره توسط آقای فاکر را ناقص دانست و تمام متن را در اختیار روزنامه جمهوری اسلامی قرارداد تصریح نمی کند.؟ و….

و نکته آخر اینکه من در یادداشت برگی ناخوانده قصد تازه کردن زخمی کهنه!  و به تعبیر زشت و بی ادبانه بعضی  مبنی بر زنده کردن مرده ای سیاسی را نداشتم که آیت الله منتظری همانگونه که کثرت زائران قبرش در قم نشان می دهد نه بخاطر بعضا و فرضا اشتباهاتی که  مانند همه کم و بیش داشته و دارند بل بخاطرخدمات بیشماری که به ایران و انقلاب و تشیع نموده و آثار ارزشمندی که از خود بیادگار گذاشته همیشه در ذهن و وجدان مردم مسلمان ما زنده است.

من هرگز در صدد انکار اختلاف نظر بین آن دو عزیز در گذشته دربرخی مسائل نبوده ونیستم والبته بعضی تعابیر شاگرد دوره جوانی امام را در مکاتبه با استادخود هرگز نمی پسندم  ونامه هفتم فروردین آن مرحوم را به امام پس از برکناری نوعی جبران آن تندرویهای وی به ساحت امام می دانم که امام هم البته در فردای آن به این نامه وآن انعطاف مهربانانانه پاسخ داد.

نیز مطلقا قصد ورود به قضیه برکناری ایشان توسط امام را نداشتم چون این مساله ابعاد قبل و بعد بسیار مهمی دارد که  یا هنوز بیان نشده اند و یا باید برای تحلیل درست مساله حتما به آنها توجه داشت و در یک یا دو مقاله نیز نمی توان این مساله را تبیین نمود. مثلادراینکه مواضع فرزند امام مرحوم حاج احمد آقا نسبت به مرحوم منتظری همان مواضع وی در زمان نوشتن رنجنامه به ایشان نبوده هیچ شک و تردیدی نیست که من در مقاله ای در این زمینه با عنوان دریغ از بزرگی که قدر ناشناخته ماند به مستنداتی اشاره کرده ام.

البته به خوانندگان بعضا متحیر! از شنیدن اینگونه خاطرات غیر متعارف و ناگفته که بعضی از ایشان بدون انصاف راوی و این کمترین را منافق و دروغگو!! می دانند باید قدری در تحیر- و نه توهینشان  – حق داد و تقصیر دراین تحیر وسرگردانی و نادانی آنان را متوجه بعضی از آگاهان از حقیقت ماجرا و بعضی یاران امام دانست که لابد از سر مصلحت! نسبت به بیان حقایق غالبا سکوت اختیار کرده  و بر ساحل عافیت نشسته اند و متاسفانه در زمان حیات امام و فرزندش و هم اکنون این مطالب بحث برانگیز رابه هر دلیل و با هر مصلحت! بیان ننموده و در صندوق سینه نگاه داشته  ومی دارند .

غرض من از اینگونه یادداشتها ادای دینی به مردم و تاریخ این آب و خاک علوی از یک سو و بیداری ذهن و تنبه برخی مومنان هنوز! کینه مند! نسبت به ساحت ومنزلت آن مرحوم بود که در قضاوت درباره دیگران عنان سخن را در دست داشته باشند و با تذکار روز سخت قیامت از عقوبت قضاوت نابجا در باره دیگران بهراسند .

خدایا به حق این شبها و روزهای آکنده از نوری که چنان در نزد تو حرمت داشته و دارند که رسول تو تمامی آنها را روزه می گرفت حقایق را آنگونه که هستند نه آنگونه که ما می خواهیم بما بنما و دلهای ما را آماده قبول حقایقی که بر نمی تابیم بگردان و ما و گذشتگان ما را بیامرز و دلهای ما را از کینه نسبت به یکدیگر تهی ساز و بما بیاموز که درقضاوت نسبت به آنچه اشتباه دیگران  می دانیم فضائل و محاسن بیشمار آنها را نادیده نگیریم و یکسره برخدماتشان قلم بطلان نکشیم .خدایا ! بر ما مگیر  و مرا و ما را ببخش واز ما درگذر.